سلام یارجان!

سلام یارجان!
فکرش را بکن...محل کارت همکاری داشته باشی هم فامیل یارجانت!
بعد تو هی مدام فرار کنی از بردن نامش...
و هربار صدا بزنی آقای... حس کنی غم دنیا سر دلت آوار میشود...
و هربار دیگری صدایش میزند، بغض میکنی و زیرلب میگویی:
این اسم یارجان من است!!!!
نه حضرت محبوب!
از عشق گریزی نیست... همانگونه که از مرگ!
و انگار چنین مقدر شده که من تمام عمر با نام تو سر کنم!
و انگار سرنوشت دست به دست هم داده تا هرجای این شهر، ردی از تو به یادگار بماند برای من...
و چه تلاش ساده لوحانه ای است!
آنکه در دل حک شده را چه نیازی به تلفظ حروف مقدس نامش...
من تو را در دل نشاندم و گره زدم یارجان!
راستی! تو هنوز نام مرا به یاد داری؟
دیدگاه ها (۱۸)

Part:1🥀با افتادن هر کارت بر روی میز جان،خانواده،اموال،آن فر...

چند پارتی بازی ممنوع

Theft on the Wedding Contract NightPART:THreeیونگی بالای سرِ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

قلبش یکباره ریخت؛ انگار صدایی شکستن استخوان‌های قفسه‌ی سینه‌...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۲ | تاریکیپرونده‌ها روی میز پخش بودند و ...

فاصله یک لبخند تا جنون

گفته بودم بی تو می میرم ولی این بار ، نهگفته بودی عاشقم هستی...

گفته بودم بی تو می میرم ولی این بار ، نهگفته بودی عاشقم هستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط