پارت دوم بعد قرنهاااا

پارت دوم بعد قرنهاااا
_ آفرین بهت بیبی بوی(نیشخند)
میگم......چ...چیزه(سرش پایینه)
_چیشده فرشته من(کمرشو میگیره و سرش رو میده بالا)
م...من گ..شنمه
_ اوخی بیبی من گشنشه الان میگم برات یچیزی درست کنن بیارن
ن....نه خودت...د..رست کن
_ چشم فرشته و اینو بدون که باید تا تهش بخوری چون من واسه هرکسی از این کارا نمیکنم(اینو گفت و چسبید بهش)
ب....باشه
بغلش کرد و برد پایین و همه رو از آشپزخونه بیرون کرد و بعد از فهمیدن اینکه امگاش سوخاری خیلی دوست داره شروع کرد به درست کردنش

دوستان این کل پارت نیس من یه مشکلی برام پیش اومد الان یکی دیگه هم آپ میکنم که ادامه همین پارته و بعد همین سریع آپ میشه🎀
دیدگاه ها (۶)

ادامه پارت دوکوک مشغول آشپزی بود و ته داشت بهش نگاه میکرد ...

یه تکپارتی درخواستی داریم از کوک و ات که به احتمال زیاد اگه ...

پارت اولللل چند پارتی🎀(درخواستی)علامتا= ته (+) و کوک(_)هوفف ...

چند پارتی درخواستی جدید داریم که به احتمال زیاد اگه حمایت کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط