یه بار دم عابر بانک خیلی شلوغ بود.پیرزنه پرسید : یارانه د
یه بار دم عابر بانک خیلی شلوغ بود.پیرزنه پرسید : یارانه دادن ؟
گفتم نه. گفت پس مرض دارین اینجا جمع شدین ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- پسرم بیا سوار شو
- من تو اون طویله نمیام
( مکالمه های آخر نوح و پسرش)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساعت 5 صبح واسم مسیج اومد. به سختی از زیر پتو دراومدم دیدم نوشته:
بازار فرش ایرانیان شعبه دیگری ندارد
انقد خوشحال شدم که نگو
همش فکر میکردم یه شعبه دیگه دارن و به من نمیگن/:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من مطمئنم روز قیامت نوبت من که میشه
خدا یه نگاه به من میندازه میگه بیا جلوتر ببینم
تو هم بنده ما بودی؟
چرا تا حالا ندیدمت •_•
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این پیرمردای بالای صدسال که صداسیما میره باهاشون مصاحبه میکنه ومیپرسه راز سلامتیتون چیه
و اونام میگن پیاده روی ومصرف لبنیات،
همشون تریاک میکشن |:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتم کلیسا ببینم فازش چطوره
کشیش گفت بیایید این میزو جا به جا کنید 95 درصد گفتن یا علییی همونجا خودشونم به دین مبین اسلام گرویدند و کلیسا رو مسجد کردند
گفتم نه. گفت پس مرض دارین اینجا جمع شدین ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- پسرم بیا سوار شو
- من تو اون طویله نمیام
( مکالمه های آخر نوح و پسرش)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساعت 5 صبح واسم مسیج اومد. به سختی از زیر پتو دراومدم دیدم نوشته:
بازار فرش ایرانیان شعبه دیگری ندارد
انقد خوشحال شدم که نگو
همش فکر میکردم یه شعبه دیگه دارن و به من نمیگن/:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من مطمئنم روز قیامت نوبت من که میشه
خدا یه نگاه به من میندازه میگه بیا جلوتر ببینم
تو هم بنده ما بودی؟
چرا تا حالا ندیدمت •_•
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این پیرمردای بالای صدسال که صداسیما میره باهاشون مصاحبه میکنه ومیپرسه راز سلامتیتون چیه
و اونام میگن پیاده روی ومصرف لبنیات،
همشون تریاک میکشن |:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتم کلیسا ببینم فازش چطوره
کشیش گفت بیایید این میزو جا به جا کنید 95 درصد گفتن یا علییی همونجا خودشونم به دین مبین اسلام گرویدند و کلیسا رو مسجد کردند
- ۳.۵k
- ۲۷ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط