مدرسه كه ميرفتيم

مدرسه كه ميرفتيم
هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم
معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم
نميشه خودمونو جا بذاريم کههه!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه كافه،
توى يه خيابون،
توى يه خاطره...
دیدگاه ها (۱۲۵)

داغ بی کرانیست غم از دست دادن "پدر"، این بزرگترین اسطوره زند...

✨هیچ وقت نگران آینده ے ناشناخته ات نباش وقتے خداے شناخ...

#امگای‌شیرینم پارت ۵رفتم حاضر شدم و رفتم بیرون - تهیونگ مواظ...

جادوی سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط