پارتسوم
#پارت_سوم
فیک : فرشته نجات من
-بپر بالا
+موفق شدم
همین که سوار شدم خیلی تند حرکت کرد
در حدی فقط سفت بغلش کردم
- موتور سواری دوست داری؟
+اره
- چند سالته
+۲۱سالمه تو چی
- منم ۲۶ راستی کد قاچاق رو از کجا بلد بودی
+ بابام یادم داده
- بابات؟ اسمت چیه
تصمیم گرفتم اسم واقعیم رو نگم
+کاترین اسم تو چیه
-جونگ
ویو جونگکوک
دختر خوشکلی بود وقتی درباره ی پدرش گفت احساس کردم باید بیشتر تحقیق کنم گفتم شاید دشمن باشیم اسمم کامل نگفتم
-کاترین
+ بله
- میتونم شمارتو داشته باشم
+ اره ولی اول بیا بریم بستنی بخوریم مهمون من
- باشه کوچولو
+ خودتی من بزرگم ۲۱ سالمه
- مهم اینکه از من کوچولو تری
رفتم بستنی فروشی بستنی خرید تاحالا یه دختر مهمونم نکرده بود
+ بفرما
- مرسی شمارتو بگو بزنم
+ .... این شمارمه
- از خودت بگو کاترین دوست پسری چیزی داشتی
+نه بابا نداشتم
- من می تونم اولیش باشم برات
+ چی میگی جونگ
- دوست دختر منی کاترین از الان
ازش خوشم اومده بود شاید بتونم با این دختر از ازدواج م جلو گیری کنم اگرم دشمن باشه دشمنم رو خورد کردم
+ بدمم نمیاد دوست پسر موتور سوار داشته باشم
ویو ا.ت
خیلی خوشکل بود نمیخواستم این فرصتو از دست بدم
+جونگ منو میبری خونه دیر وقته؟
- باشه کوچولو راستی بابت بستنی ممنون
+ خواهش میکنم دوست پسری
-اوههه
فردا دانشگاه بودم داشتم برمیگشتم
امروز ماشین نیاورده بودم باید میرفتم ایستگاه اتوبوس
سونجو: ا.ت تروخدا قبول کن من میخوامت
سونجو دستام رو گرفته بود
یهو یکی اومد اتصال دستام با اونو قطع کرد
- آخرین بارت باشه به چیزی که مال منه دست میزنی
+ جونگ ....
- فکرشو از سرت بیرون کن اون مال منه
جونگ برگشت سمت من ترسیدم نگاهش در حدی ترسناک بود که نفسم بند اومد
جونگ اومد سمت من
یهو
ادامه دارد .....
فیک : فرشته نجات من
-بپر بالا
+موفق شدم
همین که سوار شدم خیلی تند حرکت کرد
در حدی فقط سفت بغلش کردم
- موتور سواری دوست داری؟
+اره
- چند سالته
+۲۱سالمه تو چی
- منم ۲۶ راستی کد قاچاق رو از کجا بلد بودی
+ بابام یادم داده
- بابات؟ اسمت چیه
تصمیم گرفتم اسم واقعیم رو نگم
+کاترین اسم تو چیه
-جونگ
ویو جونگکوک
دختر خوشکلی بود وقتی درباره ی پدرش گفت احساس کردم باید بیشتر تحقیق کنم گفتم شاید دشمن باشیم اسمم کامل نگفتم
-کاترین
+ بله
- میتونم شمارتو داشته باشم
+ اره ولی اول بیا بریم بستنی بخوریم مهمون من
- باشه کوچولو
+ خودتی من بزرگم ۲۱ سالمه
- مهم اینکه از من کوچولو تری
رفتم بستنی فروشی بستنی خرید تاحالا یه دختر مهمونم نکرده بود
+ بفرما
- مرسی شمارتو بگو بزنم
+ .... این شمارمه
- از خودت بگو کاترین دوست پسری چیزی داشتی
+نه بابا نداشتم
- من می تونم اولیش باشم برات
+ چی میگی جونگ
- دوست دختر منی کاترین از الان
ازش خوشم اومده بود شاید بتونم با این دختر از ازدواج م جلو گیری کنم اگرم دشمن باشه دشمنم رو خورد کردم
+ بدمم نمیاد دوست پسر موتور سوار داشته باشم
ویو ا.ت
خیلی خوشکل بود نمیخواستم این فرصتو از دست بدم
+جونگ منو میبری خونه دیر وقته؟
- باشه کوچولو راستی بابت بستنی ممنون
+ خواهش میکنم دوست پسری
-اوههه
فردا دانشگاه بودم داشتم برمیگشتم
امروز ماشین نیاورده بودم باید میرفتم ایستگاه اتوبوس
سونجو: ا.ت تروخدا قبول کن من میخوامت
سونجو دستام رو گرفته بود
یهو یکی اومد اتصال دستام با اونو قطع کرد
- آخرین بارت باشه به چیزی که مال منه دست میزنی
+ جونگ ....
- فکرشو از سرت بیرون کن اون مال منه
جونگ برگشت سمت من ترسیدم نگاهش در حدی ترسناک بود که نفسم بند اومد
جونگ اومد سمت من
یهو
ادامه دارد .....
- ۱۰۵
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط