کاری که با من کرد بدتر از هزاران مرگ بود

کاری که با من کرد بدتر از هزاران مرگ بود
مگه من ازش چی میخواستم بغیر از محبت
اون بهم گفت ابوذر میترسم ازدست بدم قول بده همیشه باهام باشی...منم دوستش بودم گفتم تا آخر باهاتم حتی تا پای جونم...
نمیدونستم خط پایانش خیلی نزدیکه
زود رفت روی بوم یکی دیگه...
من هرچی احترامشو نگه داشتم و کمکش کردم و محبت کردم...درعوضش بهم
بی احترامی کرد..فحش داد...بد گفت..آخرشم زودی تموم کرد..چون
.
.
.
.
لج باز بود.
دوستان لطفا باهرکی لج کردین با خودتون لجبازی نکنین....خیلی عاقبت بدی داره
دیدگاه ها (۵)

به چی خودمون واقعا غرور میگیرتمون

ما در اینجا فقط درد های همدیگرولایک میکنیم...میشه بگید کدومم...

تسلیت دوستانبهر حال عالی بود...ایشالله دور بعدی همشونو میبری...

بچه ها بنظرتون چیو راست میگهههههه

I can be myself with himPart⁸⁸و بعد،تازه من و تهیونگ فهمیده ...

part:۸

عشق در سایه سلطنت پارت317

فیک جیمین پارت ۲۳

رمان عشق مثلث پارت ۴۵

عشق درسایه سلطنت پارت79

رمان:#معشوقه_استاد#پارت_۲۵۱چاي و قند هم توي سینی گذاشتم و به...

*بهار*17سالم بود دختر خیلی ساده ای بودم مدرسه میرفتم کلاس سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط