بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی

بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی
معنی واژه ی دل بردن و بستن بلدی...؟!
دیدگاه ها (۱)

افتاده به حوضِ دلم آن ماهی عشقتفیروزه ای و سرخ...!چه ترکیب ق...

من شوق قدمهای رسیدن به تو هستمیک شهر دلش رفت، که من دل به تو...

بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت پای یک شاعر دیوانه نشستن بل...

درازای ِغزل های نهفته در سکوت شب به پایان رسید آوای ِدل انگی...

و منمیان سکوتِ لب‌هایشهزار واژه شنیدم،واژه‌هاییکه نه نوشته ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط