#معلم_مافیا_من

#معلم_مافیا_من
#معلم_مافیا_من 17


&یه خرگوش میخاستم (شیطنت)

٪خرگوش؟ اینجا خرگوش نداریم که؟ (تعجب نگاه به اطراف)

&چرا داریم الان داره باهام حرف میزنه دلم میخاد یه لقمه چپش کنم (نیشخند)

(جونگکوک با فهمیدن منظور تهیونگ از خجا///لت سر//خ شد سرش انداخت پایین)
٪میخواد از خجالت آب بشم (خجالت)

&اب بشی هم خودم میخ///ورمت (اغو///اگرانه)

٪ آقایی کیممم (خجالت)

&آقای کیم فد//ات شه بی//بی بوی

٪لطفا اونطوری نگین چی میل دارین؟ (خجالت)

& یه نوشیدنی قوی میخام (خنثی)

٪ چشم

ویو تهیونگ

از خجالت ل//پ هاش سر//خ شده بود اخخ دلم میخاست ل///پ هاش رو گا///ز بگیرم مشغول قاطی کردن مش//////////رو///بات بود به دست های پر از خالکوبیش نگاه کردم

٪ بفرماید نوش جان

ویو ادمین

تهیونگ واقعا دلش رو به کوک سپرده بود محو تماشای جونگکوکش میشد ساعت ها به زودی گذشت تهیونگ اونقدری م//ست کرد که هیچ مس رو نمیشناخت
.

چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
دیدگاه ها (۲)

#معلم_مافیا_من #پارت 16ویو تهیونگالان دو روزه جونگکوک رو ندی...

#معلم_مافیا_من #پارت 15ویو جیمینخسته شدم از بس نشستم بلند شد...

#معلم_مافیا_من #پارت 14(ادمین . صد دفعه بهت گفت زیاد فکر نکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط