اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی

part62

(ویو ا.ت)
به تاج تخت تکیه دادم پاهام رو روی تخت دراز کردم و به دیوار نگاه کردم ، توی فکر فرو رفتم
یعنی مجری فکر کرده ما زن و شوهریم که فرستادمون توی این اتاق ، چی توی مغزش بود که چشمک زد بهم یعنی الان فکر میکنه ما پیش هم خوابیدیم درحالی کم ۳ متر از هم فاصله داریم
داشتم فکر میکردم که حوصله ام سر رفت گوشیم رو آوردم و رفتم توی اینستا و فیلم های خنده دار میدیدم
_________نیم ساعت بعد:__________
همینجور که داشتم به فیلمها میخندیدم
یهو در باز شد و مجری اومد داخل نگاه جدیی به ما کرد روبه جونگکوک کرد که خوابیده بود و با صدای بلند که جونگکوک از خواب بیدار شد گفت
خانوم : من نفرستادمتون اینجا که بگیرین بخوابین من شما رو فرستادم که کارای مربوط به خودتون رو انجا بدین
سوالی بهش نگاه کرد که آه کلافه ای کشید
جونگکوک : خوابیده بودم چرا مزاحم شدی
خانوم : بی خیال...وقت استراحت تمومه نوبت مرحله ی بعدیه بلند شید
من بلند شدم و جونگکوک هم بلند شد دنبال مجری رفتیم که رسیدیم به یه سالن خیلی بزرگ و قشنگ با صندلی های سفید وقتی رسیدیم اونجا فقط و من و جونگکوک و یک زوج دیگه که بدون تقلب به اینجا رسیده بودن بودیم
خانوم : گوش کنید مرحله ی سوم یعنی آخر فقط یکی از زوج ها میتونه برنده شه
...
ادامه دارد🦋🕸
دیدگاه ها (۸)

اسم : بازیگران زندگیpart63(ویو ا.ت)خانوم : خب اخرین مرحله......

Part64

اسم : بازیگران زندگیpart61(ویو ا.ت)خانوم : شروع کنیدمجری میخ...

اسم : بازیگران زندگیpart60(ویو ا.ت)شروع کردم خوردن سمت دیگه ...

پارت ۳ ویو اترفتم توی مدرسه خبری از هانا نبود ، رفتم توی کلا...

اما من عاشقتم ! پارت ۷ تهیونگ بعد از اینکه کارای شرکت و راست...

part12🦋ویو جونگکوک«شارژر گوشیم کم شده بود هر چقدر می‌گشتم پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط