‌بغلم کن به تو احساس عجیبی دارم

‌بغلم کن به تو احساس عجیبی دارم
به دو لبهای تو وسواس غریبی دارم

بغلم کن بخدا مست و خمارم امشب
چه کنم میل به بالین حبیبی دارم

تو همان میوه ی ممنوعه ی من هستی که
منِ عاشق هوس چیدن سیبی دارم

ای پرستار دل تنگ ، کجایی امشب
که در این بی نفسی میل طبیبی دارم..


💚❤️💚

عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ 💔❤
دیدگاه ها (۵)

چای دم كن با محبت ميهمانت ميشومैمن همان قند دو پهلوی لبانت م...

هرزمان فالی گرفتمغم مخور آمد ولیاین امید واهی حافظمرا بیچاره...

گـفته بـودۍ ...دوست داشتن ، مانند هـرچیزدیگریحساب و ڪتاب دار...

چشم هایم بسته بود و بوسه ای دزدید و رفتبذر عشق و نیستی در سی...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

سناریو جونگکوک

اینم پارت جدید ببخشید دیر شد++

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط