بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
که اگر یک عمل در فقهی مستحب و دیگری واجب قلمداد شد، آن عمل انجام شود و اگر فقهی مکروه و دیگری حرام اعلام نمود، آن عمل ترک شود و یا اگر یکی مستحب و دیگری حرام دانست، آن فعل ترک گردد.
مضاعف بر آن که مگر امیر المؤمنین علیه السلام خلیفه چهارم اهل سنت نیست؟! اگر رسول خدا چنان نماز می خواند، پس ایشان هم میدانست و این عمل را حرام نمیکرد. دقت کنید که طبق نظر اهل سنت، آنها اجازه ندارند که دستور خلیفه متأخر را رها کرده و به خلیفه قبلی رجوع کنند و آخرین خلیفه یعنی حضرت علی علیهالسلام بود که دست بستن در نماز را سنت مجوس و مبطل نماز خواند.
ج) - اگر برادران اهل سنت، بدعت را ناپسند میدانند و این همه سند از فقها و محدثین خود ارائه میکنند تا ثابت کنند دست بستن در نماز بدعت نبوده و سنت حضرت رسول (ص) میباشد، به بدعتهای دیگر توجه کنند! که اولین و مهمترین آنها بدعت در خلافت و حکومت است که بر خلاف امر رسولاکرم در غدیر بوده و خود نیز بدین معنا اعتراف دارند.ا
یا توجه داشته باشند که خلیفه دوم محل سنگ مقام ابراهیم را تغییر داد و به همان محلی که جاهلیت وضع کرده بود برگرداند (طبقات ابن سعد جلد 3 ص 204 - السيوطي در کتاب تاريخ الخلفاء ص 53، - شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد ج 3 ص 113 - والدميري در كتابه حياة الحيوان - كتاب تاريخ عمر نوشته أبو الفرج ابن الجوزى ص 60 - همچنين در رابطه با جابجايي مقام ابراهيم: الطبقات لابن سعد ج 3 - 284، تاريخ الخلفاء ص 137 - روضة الكافی ص 58 – 63 - جامع أحاديث الشيعة ج 10 - 55 ب 9 ح 7 و 8 و 9 و 10)
و یا آن که به رغم امر قرآن کریم مبنی بر تدبر و تفکر در آیات قرآن کریم، روزی عمر آيه - وَفَاكِهَةً وَأَبًّا (سوره عبس آیه31)
را می خواند کلمه اب را نفهميد که به چه معناست. بعد گفت: لزومی ندارد ياد بگيريم و در کتاب خدا لازم نيست زياد تعمق و تفکر کنيم !!! از قرآن هرچه می دانيد عمل کنيد و هر چه را که نميدانيد به خدا واگذارش کنيد !!!
همچنين روايت شده است که شخصی به خليفه گفت: من شديد ترين آيه را در قران مي دانم. عمر با تازيانه بر سر او کوبيد و گفت: به تو چه مربوط که در قران تحقيق می کنی !
(تفسير ابن جرير ج 30 ص 38- مستدرک ج2 ص514- تفسير کشاف ج3 ص 253- الموافقات شاطبي ج1 ص21 و 25- الدر المنثور ج2 ص227)
یا همین طور بدعت در اذان - نماز صبح - طواف نساء و ... !
ج) - اما نکته مهم این است که به ویژه در زمان ما که دشمنان قسم خورده از هر سو بر مسلمانان می تازند و ضرورت وحدت به مراتب بیش از گذشته است، طرح اختلافات فقهی حسن زیادی ندارد، مگر آن که از باب مطالعه و تحقیق باشد. و اختلاف فتاوا در میان چهار مذهب اهل تسنن نیز بسیار است. البته نباید از نظر دور بداریم که جنگ اختلافات فهقی را بیشتر وهابیت دامن میزند که اساسا نه به تشیع معتقد است و نه به تسنن. بلکه یک حزب سیاسی انگلیسی است و برای نابودی اسلام در قلب جغرافیای اعتقادی اسلام استیلا داده شده است.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
که اگر یک عمل در فقهی مستحب و دیگری واجب قلمداد شد، آن عمل انجام شود و اگر فقهی مکروه و دیگری حرام اعلام نمود، آن عمل ترک شود و یا اگر یکی مستحب و دیگری حرام دانست، آن فعل ترک گردد.
مضاعف بر آن که مگر امیر المؤمنین علیه السلام خلیفه چهارم اهل سنت نیست؟! اگر رسول خدا چنان نماز می خواند، پس ایشان هم میدانست و این عمل را حرام نمیکرد. دقت کنید که طبق نظر اهل سنت، آنها اجازه ندارند که دستور خلیفه متأخر را رها کرده و به خلیفه قبلی رجوع کنند و آخرین خلیفه یعنی حضرت علی علیهالسلام بود که دست بستن در نماز را سنت مجوس و مبطل نماز خواند.
ج) - اگر برادران اهل سنت، بدعت را ناپسند میدانند و این همه سند از فقها و محدثین خود ارائه میکنند تا ثابت کنند دست بستن در نماز بدعت نبوده و سنت حضرت رسول (ص) میباشد، به بدعتهای دیگر توجه کنند! که اولین و مهمترین آنها بدعت در خلافت و حکومت است که بر خلاف امر رسولاکرم در غدیر بوده و خود نیز بدین معنا اعتراف دارند.ا
یا توجه داشته باشند که خلیفه دوم محل سنگ مقام ابراهیم را تغییر داد و به همان محلی که جاهلیت وضع کرده بود برگرداند (طبقات ابن سعد جلد 3 ص 204 - السيوطي در کتاب تاريخ الخلفاء ص 53، - شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد ج 3 ص 113 - والدميري در كتابه حياة الحيوان - كتاب تاريخ عمر نوشته أبو الفرج ابن الجوزى ص 60 - همچنين در رابطه با جابجايي مقام ابراهيم: الطبقات لابن سعد ج 3 - 284، تاريخ الخلفاء ص 137 - روضة الكافی ص 58 – 63 - جامع أحاديث الشيعة ج 10 - 55 ب 9 ح 7 و 8 و 9 و 10)
و یا آن که به رغم امر قرآن کریم مبنی بر تدبر و تفکر در آیات قرآن کریم، روزی عمر آيه - وَفَاكِهَةً وَأَبًّا (سوره عبس آیه31)
را می خواند کلمه اب را نفهميد که به چه معناست. بعد گفت: لزومی ندارد ياد بگيريم و در کتاب خدا لازم نيست زياد تعمق و تفکر کنيم !!! از قرآن هرچه می دانيد عمل کنيد و هر چه را که نميدانيد به خدا واگذارش کنيد !!!
همچنين روايت شده است که شخصی به خليفه گفت: من شديد ترين آيه را در قران مي دانم. عمر با تازيانه بر سر او کوبيد و گفت: به تو چه مربوط که در قران تحقيق می کنی !
(تفسير ابن جرير ج 30 ص 38- مستدرک ج2 ص514- تفسير کشاف ج3 ص 253- الموافقات شاطبي ج1 ص21 و 25- الدر المنثور ج2 ص227)
یا همین طور بدعت در اذان - نماز صبح - طواف نساء و ... !
ج) - اما نکته مهم این است که به ویژه در زمان ما که دشمنان قسم خورده از هر سو بر مسلمانان می تازند و ضرورت وحدت به مراتب بیش از گذشته است، طرح اختلافات فقهی حسن زیادی ندارد، مگر آن که از باب مطالعه و تحقیق باشد. و اختلاف فتاوا در میان چهار مذهب اهل تسنن نیز بسیار است. البته نباید از نظر دور بداریم که جنگ اختلافات فهقی را بیشتر وهابیت دامن میزند که اساسا نه به تشیع معتقد است و نه به تسنن. بلکه یک حزب سیاسی انگلیسی است و برای نابودی اسلام در قلب جغرافیای اعتقادی اسلام استیلا داده شده است.(پایان)
- ۱۰۰
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط