شرابسرخ

#شراب_سرخ







Part: ³⁶




اسلحه هاشون رو انداختن و رفتن عقب....چانگ رو هل دادم جلو و از عمارت زدم بیرون ...اروم اسلحش رو برداشتم و گرفتم رو سرش و طناب رو از رو گلوش برداشتم....




تهیونگ: از کُمَکِت ممنون....



ماشه رو کشیدم و تَق! ....
قبل از اینکه زیر دستای چانگ بریزن بیرون دویدم سمت ماشین و سوئیچِش رو از تو جیبم دراوردم و بازش کردم ...سریع سوار شدم و گازش رو گرفتم....




گوشیم رو از تو جیبم دراوردم و زنگ زدم به گوشی دومه جونکوک....




جونکوک: الو!

تهیونگ: جونکوک از عمارت زدم بیرون کجایین؟!

جونکوک: ر..راستش ...




یهو صدای پدرم تو گوشم پیچید! ....




(چان اون کیم پدره تهیونگ ) ....




پ.ته: بَه پسره قشنگم! ....(تَنه وار)

تهیونگ: گوشی رو بده جونکوک ! (داد)

پ.ته: باشه باشه اروم باش پسر! ....

تهیونگ: الو...جونکوک!

جونکوک: ب..بله؟!

تهیونگ: جنا ...جنا حالش خوبه؟!

جونکوک: نه!...نه اصلا حالش خوب نیست(گریه)

تهیونگ: گریه نکن ...اون عوضی پیشه شما چی کار میکنه؟!(عصبانی )‌

جونکوک: ت..تهیونگ...(گریه)





یهو گوشی قطع شد ....محکم زدم رو فرمون ...لعنتیییییی...اونا پیشه پدرم چی کار میکردن!!!




سریع روندم سمت عمارت پدرم ....
اینقدر با سرعت میروندم که نفهمیدم کی رسیدم ....سریع پیاده شدم و دویدم سمت دره عمارت ‌...دو نفر جلوی در بودن .... خواستم برم تو که یکی شون جلوم رو گرفت....




.... : کجا؟!

تهیونگ: به تو ربطی نداره ‌‌....




و بعد با حرص محکم زدم تو صورتش ....برگشتم سمت اون یکی...




تهیونگ: این دره رو باز کن!( داد ، عصبانی )




یه نگاهی به اون یکی که رو زمین وِل بود و دماغش رو گرفته بود کرد و بعد اروم بی سیمِش رو دراورد ....





.... : در رو باز کنین ...(ترس)





در باز شد ...با عجله دوییدم سمت سالن ....در رو با شدت باز کردم ....




جونکوک: تهیونگ!



دویدم سمت جونکوک....



تهیونگ: جنا کجاس؟!

جونکوک: نمیدونم!(بغض)

تهیونگ: هی هی اروم باش ...



صدای قدم های نَحسِش تو گوشم پیچید ...خودش بود!!




پ.ته: تهیونگ پسرم ! ...(تَنه وار)


تهیونگ: فکر کنم یادت رفته تو دیگه پسری به اسم تهیونگ نداری! ...تو زندگیم رو ازم گرفتی! ...چطور تونستی جیا رو بکشی!!


پ.ته: هی تهیونگ تو که میدونستی من از اول هم راضی نبودم با جیا ازدواج کنی ولی ‌.‌‌‌‌‌...




یهو صدای جیغِ جنا از طبقه بالا اومد ‌‌‌‌‌....دویدم سمت پله ها که پدرم گرفت از بازوم ....






ادامه دارد.....



خودم از این پارت زیاد خوشم‌نیومد و فکر کنم زیاد هم قشنگ نشد ولی امیدوارم دوست داشته باشین😇
و قشنگ لایک کنید تا دو پارت دیگه هم بزارم🙃💖بوس🎀
دیدگاه ها (۴)

#شراب_سرخ Part: ³⁷تهیونگ: ولم کن!(حرصی)خواستم بازوم رو از تو...

....

#شراب_سرخ Part: ³⁵جونکوک: اِی درد گوشم پاره شد‌!جنا: حقته مگ...

#شراب_سرخPart: ³⁴ویو تهونگ:دستام رو بسته بودن و نشوندِه بودَ...

#شراب_سرخ Part: ³¹تهیونگ: خب بِنال!کای:چانگ....تهیونگ: چانگ ...

#شراب_سرخPart: ²⁷سوهون بطری ویسکی رو برداشت و ریخت تو لیوان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط