کاش اولِ هر کاری از وسط شروع میشد!

کاش اولِ هر کاری از وسط شروع میشد!
آدم چشم باز میکرد می دید وسطِ یه کاره،
وسط یه رابطه است،
وسط یه کتابه ..
لِم کار دستش آمده
به همه چیز عادت کرده ..
لبخندهای فِیک آدمها تمام شده،
مقدمه مترجم تمام شده
و آدم یکراست وسط ماجراست ..!
دیدگاه ها (۵)

مربی موتور سوار

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

سناریو بلولااااک

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part⁴: ...

I'm not jealouspart 46_اونم برای بعد پرنسس..فعلا باید بریم خ...

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط