استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁵³
پرستار : عامم خانوم به هوش اومدن میتونید برید پیششون
کوک‌:اوهوم ممنون
الان من چطوری با این سرد رفتار کنم آخه خدایاااا منو بکش من الان چیکار کنم با زنی که جزوی از قلب منه و مادر بچمه سرد. رفتار کنم آخه مجبورم
کوک‌:سلام (سرد)
سلین:سلام اسم بچه رو چی گذاشتی
کوک:یول به معنی کسی که دنیا رو خواهد لرزوند
سلین ؛ خوبه میشه بدیش بغلم ؟
کوک : آره حتما(تلفن کوک‌ زنگ میخوره)
بنگ چان سو: مبارکه بچت جئون
کوک: بنال
بنگ چان سو: قرار مون این نبود عااااا گفتم که از سلین فاصله بگیر
کوک‌:باشه
و قطع می‌کنه
هوففف
کوک:سلین مرخصی میتونی بری خونت (سرد)
سلین : خونم (بغض)
کوک:آره
سلین :یعنی آنقدر ازم متنفری که نمی‌خوای پیشت باشم چرا زودتر نگفتی که ازم متنفری تا منم بچه رو سقط میکردم
و زندگی اینم خراب نمی‌کردم (گریه شدید . عربده.)
کوک:...
سلین ؛ باشه من میرم دیگ هیچ وقت نمی خوام ببینمت استاد
(گریه)
و رفت توی راه همش به این فکر می‌کرد که اون بچه ای که فقط یک‌‌ ساعت که بدنیا اومد رو میخواد چیکار کنه
فقط گریه میکرد
ادامه دارد
.......
دیدگاه ها (۰)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵⁴ویو جونکوک ✨ بغض شدیدی گلوم‌ رو چنگ می...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵⁵چند ساعت بعد سوار ماشینم شدم . راه افتا...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵²کوک: اون زن حامله ست (عربده)بنگ چان سو:...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵¹کوک:من باید برم سرکلاس توهم برو صبحونه...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵⁹ویو سلین 🫄🏻 هوففف این جئون هم برای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط