p¹ ₩Ⱨł₮Ɇ ⱤØ₴Ɇ
p¹ ₩Ⱨł₮Ɇ ⱤØ₴Ɇ
........................................................
معرفی شخصیت ها
کیم ا.ت : دختری پر انرژی که عاشق نقاشی و ورزش کردنه و امسال داره داره سال آخر مدرسه اش رو میگذرونه
........................................................
جئون جونگکوک : پسری سرد که تاحالا کسی لبخندشو ندیده،توی مدرسه دوستی نداره و همه دخترای مدرسه روش کراشن و پسری به شدت درس خونه و کسی تاحالا به گرد پاشم نرسیده
......................................................
معلم:ا.ت و جونگکوک با من بیاین دفتر
مدیر:جونگکوک مثل اینکه رقیب پیدا کردی،تراز ا.ت ازت زده بالا،مثل اینکه باید بیشتر تلاش کنی
جونگکوک:کاری با من ندارین؟ (سرد)
مدیر:میتونین برین سر کلاستون
(ادمین:وقتی ا.ت و جونگکوک وارد کلاس شدن سر و صدا ها خوابید و کسی دیگه جرعت نداشت چیزی بگه )
دوست ا.ت هانول
هانول:چرا رفتی دفتر؟ چیزی شده؟
ا.ت:نه چیز مهمی نبود
هانول:امروز میخام برم بیرون میای باهم بریم؟
ا.ت نه باید درس بخونم خیلی ازتون عقبم ( ا.ت به دلیل شکستگی دستش یکماه دیرتر اومد )
هانول:کسی که ریاضی میشه ۲۱ از هیچکس عقب نیست تازه خیلی جلوعه
هانول:این زنگ معلم نداریم چیکار کنیم؟ اگه بگی درس بخونیم میزنم تو گوشت
ا.ت:بیا اوریگامی درست کنیم
هانول:بلد نیستممممممم
ا.ت:یادت میدم خب احمق
ا.ت: نههههههه اینارو این طوری تا بزننننننننن
هانول:نمیشههههههههههههه
(زنگ خورد و بچها باید برن خونه)
هانول:مامانم گفت امروز برای ناهار بیای خونمون گفت اگه نیای منم نیام خونه
ا.ت:هیچی غذای خاله نمیشه بی لیاقت
هانول: خود شیرینننن
ا.ت:خاله غذاتون عالیه دستتون درد نکنه
........................................................
........................................................
معرفی شخصیت ها
کیم ا.ت : دختری پر انرژی که عاشق نقاشی و ورزش کردنه و امسال داره داره سال آخر مدرسه اش رو میگذرونه
........................................................
جئون جونگکوک : پسری سرد که تاحالا کسی لبخندشو ندیده،توی مدرسه دوستی نداره و همه دخترای مدرسه روش کراشن و پسری به شدت درس خونه و کسی تاحالا به گرد پاشم نرسیده
......................................................
معلم:ا.ت و جونگکوک با من بیاین دفتر
مدیر:جونگکوک مثل اینکه رقیب پیدا کردی،تراز ا.ت ازت زده بالا،مثل اینکه باید بیشتر تلاش کنی
جونگکوک:کاری با من ندارین؟ (سرد)
مدیر:میتونین برین سر کلاستون
(ادمین:وقتی ا.ت و جونگکوک وارد کلاس شدن سر و صدا ها خوابید و کسی دیگه جرعت نداشت چیزی بگه )
دوست ا.ت هانول
هانول:چرا رفتی دفتر؟ چیزی شده؟
ا.ت:نه چیز مهمی نبود
هانول:امروز میخام برم بیرون میای باهم بریم؟
ا.ت نه باید درس بخونم خیلی ازتون عقبم ( ا.ت به دلیل شکستگی دستش یکماه دیرتر اومد )
هانول:کسی که ریاضی میشه ۲۱ از هیچکس عقب نیست تازه خیلی جلوعه
هانول:این زنگ معلم نداریم چیکار کنیم؟ اگه بگی درس بخونیم میزنم تو گوشت
ا.ت:بیا اوریگامی درست کنیم
هانول:بلد نیستممممممم
ا.ت:یادت میدم خب احمق
ا.ت: نههههههه اینارو این طوری تا بزننننننننن
هانول:نمیشههههههههههههه
(زنگ خورد و بچها باید برن خونه)
هانول:مامانم گفت امروز برای ناهار بیای خونمون گفت اگه نیای منم نیام خونه
ا.ت:هیچی غذای خاله نمیشه بی لیاقت
هانول: خود شیرینننن
ا.ت:خاله غذاتون عالیه دستتون درد نکنه
........................................................
- ۲.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط