آنقدر غرق در غروریم که حواسمان نیست بعضی حرفها چقدر میتوا

آنقدر غرق در غروریم که حواسمان نیست بعضی حرفها چقدر میتوانند خنجر باشند...
چقدر می توانند پتک باشند...
چقدر می توانند آوار باشند...

غافلیم از این که
" همه چیز این دنیا به شکل احمقانه ای گرد است"

زمینی که روی آن قدم بر میداریم
و حتی ساعتها...

آنقدر گرد هستند که هیچ وقت در گوشمان نخوانند :

دیگر فرصت نیست...
دیدگاه ها (۴)

ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ! ...ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣ...

هِــی رفـیـق!بُـــغـــض هـــایَـــم را مَــســخَــره نکـن!بـ...

سلام ... صبحتون بخیر ... آغاز هفته خوشی رو براتون آرزو دارم ...

"کاش فقط دوستم بودی!می رفتیم گردو بازی و کیف می کردیم ...عشق...

رمان عشق من واقعیه part 75 من حتا هنوز نفهمیدم کاملا به جونگ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط