Plan A
Plan A
تیلور: امروز خونه موندم و کلی فیلم دیدم مشروب گرفتم و خوردم رفتم حموم و خوابیدم
کوک: ساعت دو بود وارد خونه شدم وارد اتاقش خیلی دختر خوشگلی بود گوشیشو از کنار میز برداشتم بردم شکوندم و در خونه رو با کلید تو کیفش قفل کردم کلید شو یجا قایم کردم وارد زیر زمین شدم دیدم کلی قرص اونجا بود یع گلدون کنار در کلیدشو از داخل گلدون پیدا کردم درو قفل کردم و کلید قایم کردم رفتم داخل یخچال یه کیک خوردم و دو ساعت خوابیدم بیدار شدم دیدم هنوز پا نشده هنوز رفتم صبحونه درست کردم و رو میز چیدم
تیلور: دیدم صدا از پایین میاد ترسیدم اروم چوب بیسبال و برداشتم و رفتم پایین دیدم یه پسره با بدن عضلانی تو اشپزخونه داره اشپزی میکنه
کوک: دیدم اومد پایین یه چوبم دست بیسبالم دستشع اروم رفتم سمتش چوب بع زور گرفتم انداختم اونور زورش واقعا زیاد بود ولی جلو دار من نبود هولش دادم روی کاناپه و افتادم روش لباشو بوسیدم
تیلور: زورم بهش نرسیدد افتاد روم داشت حال میداد ولی یدفعه زدم تو دهنش دستمو گرفت برد سر میز گفت
کوک: ببین من از اینجا بیرون نمیرم در هم قفله کلیدشم دست منه من تو رو دوست دارم و یه روز بیشتر پیشت نیستم اگر صبوری کنی همه چی به خیر و خوشی تموم میشه
تیلور: تو ذهنش من که این عوضی و میندازم بیرون ولی میگم باشه صبحانه رو خوردم رفتم تو اتاق گوشیم پیدا نکردم یدفع دیدم اومد داخل
کوک: دنبال گوشیت هستی؟
تیلور: ارع
کوک: گوشی دیگه نداری
تیلور: یعنی چی
کوک: شکوندمش
تیلور: به چه حقی اینکارو کردی؟
کوک: من هرکاری دلم بخواد میکنم
تیلور: اها سیگارمو برداشتم و رفتم تو بالکن
کوک: کلید اتاق شو داشتم رفتم بیرون حواسش نبود در قفل کردم از تو کیفم یه قرص تحریکی اوردم بیرون و توی نوشابه اش حل کردم همراه با غذا واسش کشیدم و بردم بالا در اتاق شو باز کردم رو تخت نشسته بود منو دید
تیلور: تو کی هستی اصلا چرا داری اینجوری میکنی
کوک: من چندین سالع عاشقتم و سادیسم دارم سعی کن کاری نکنی بلایی به سرت بیارم تحمل کن بعد یه روز میرم
تیلور: اوکی
کوک: حالا بیا غذا بخور
تیلور: باشه..
ادامع دارد
تیلور: امروز خونه موندم و کلی فیلم دیدم مشروب گرفتم و خوردم رفتم حموم و خوابیدم
کوک: ساعت دو بود وارد خونه شدم وارد اتاقش خیلی دختر خوشگلی بود گوشیشو از کنار میز برداشتم بردم شکوندم و در خونه رو با کلید تو کیفش قفل کردم کلید شو یجا قایم کردم وارد زیر زمین شدم دیدم کلی قرص اونجا بود یع گلدون کنار در کلیدشو از داخل گلدون پیدا کردم درو قفل کردم و کلید قایم کردم رفتم داخل یخچال یه کیک خوردم و دو ساعت خوابیدم بیدار شدم دیدم هنوز پا نشده هنوز رفتم صبحونه درست کردم و رو میز چیدم
تیلور: دیدم صدا از پایین میاد ترسیدم اروم چوب بیسبال و برداشتم و رفتم پایین دیدم یه پسره با بدن عضلانی تو اشپزخونه داره اشپزی میکنه
کوک: دیدم اومد پایین یه چوبم دست بیسبالم دستشع اروم رفتم سمتش چوب بع زور گرفتم انداختم اونور زورش واقعا زیاد بود ولی جلو دار من نبود هولش دادم روی کاناپه و افتادم روش لباشو بوسیدم
تیلور: زورم بهش نرسیدد افتاد روم داشت حال میداد ولی یدفعه زدم تو دهنش دستمو گرفت برد سر میز گفت
کوک: ببین من از اینجا بیرون نمیرم در هم قفله کلیدشم دست منه من تو رو دوست دارم و یه روز بیشتر پیشت نیستم اگر صبوری کنی همه چی به خیر و خوشی تموم میشه
تیلور: تو ذهنش من که این عوضی و میندازم بیرون ولی میگم باشه صبحانه رو خوردم رفتم تو اتاق گوشیم پیدا نکردم یدفع دیدم اومد داخل
کوک: دنبال گوشیت هستی؟
تیلور: ارع
کوک: گوشی دیگه نداری
تیلور: یعنی چی
کوک: شکوندمش
تیلور: به چه حقی اینکارو کردی؟
کوک: من هرکاری دلم بخواد میکنم
تیلور: اها سیگارمو برداشتم و رفتم تو بالکن
کوک: کلید اتاق شو داشتم رفتم بیرون حواسش نبود در قفل کردم از تو کیفم یه قرص تحریکی اوردم بیرون و توی نوشابه اش حل کردم همراه با غذا واسش کشیدم و بردم بالا در اتاق شو باز کردم رو تخت نشسته بود منو دید
تیلور: تو کی هستی اصلا چرا داری اینجوری میکنی
کوک: من چندین سالع عاشقتم و سادیسم دارم سعی کن کاری نکنی بلایی به سرت بیارم تحمل کن بعد یه روز میرم
تیلور: اوکی
کوک: حالا بیا غذا بخور
تیلور: باشه..
ادامع دارد
- ۲۸.۴k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط