I Love you...
I Love you...
but I don't know...
How can I saying this...
to you.
Part:46
(ویو:جونگکوک)
درحال خوندن بودم که...
نوشته بود:
سلام وقتتون بخیر...
خبرنگار چوی هستم...
امروز صبح،بازیکن تیم ملی والیبال زنان کره یعنی کیم یونا...
رابطه ی عاطفی بازیکن جئون جونگکوک و مین میرا رو فاش کرد...
دستام مشت شد...
یونای احمق...
بزار حال یاقوت خوب بشه...
می دونم باهات چی کار کنم...
دعا کن مردم ریکشن بدی نشون ندن و آسیبی به یاقوت برسه.
در ادامه بعد از یه سری جزئیات سطحی بی ارزش نوشته بود:
خبرنگار چوی:پس بیاین بدون هیچ دخالت و بی منطق بودنی از این زوج ورزشکار زیبا حمایت کنیم.
مردم هم زیر خبر کامنت ها مثبتی گذاشته بودن:
...:وایییی من از روز اول شما دونفر رو باهم شیپ می کردم و الان که واقعی شده دارم از ذوق میمیرررمممم🤩🤩🥳🥳.
...:نگران نباشین ما به حریم خصوصیتون احترام میزاریم💖.
...:دلم برای خانم مین تنگ شده...امیدوارم زود تر خوب بشه.
نیشخندی زدم...
اونا هم خیلی قشنگ استقبال کردن...
حتما وقتی کامنت ها رو می خوند خوشحال می شد و لبخند شیرینش رو تحویلم می داد...
نگاهی به یاقوت انداختم...
کاشکی بیدار بود و این خبر ها رو باهم می خوندیم و می خندیدیم...
ولی اشکالی نداره.
به هوش که اومد براش همه چی رو ریز به ریز تعریف می کنم.
بعد از چند دقیقه یه پیام از طرف یکی از کادر تیم ملی اومد رو گوشیم...
بازش کردم...
نوشته بود:
سلام آقای جئون.
وقتتون بخیر.
پس فردا یعنی روز یکشنبه...
ممنون میشم بیاین ورزشگاه و به سوالات خبرنگار که شامل خانم مین و وضعیت فعلی شون میشه جواب بدین.
در جواب نوشتم:
فعلا هیچ چیز رو قطعی نکنید.
و در جواب بله ای نوشت.
باید صبر می کردم یاقوت بیدار شه و باهاش حرف می زدم،که دوست داره چه چیز هایی به خبر نگار ها گفته شه...
بعد از چند دقیقه در اتاق باز شد...
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
شرط برای پارت بعدی:
لایک:۲تا
کامنت:۲تا
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن
but I don't know...
How can I saying this...
to you.
Part:46
(ویو:جونگکوک)
درحال خوندن بودم که...
نوشته بود:
سلام وقتتون بخیر...
خبرنگار چوی هستم...
امروز صبح،بازیکن تیم ملی والیبال زنان کره یعنی کیم یونا...
رابطه ی عاطفی بازیکن جئون جونگکوک و مین میرا رو فاش کرد...
دستام مشت شد...
یونای احمق...
بزار حال یاقوت خوب بشه...
می دونم باهات چی کار کنم...
دعا کن مردم ریکشن بدی نشون ندن و آسیبی به یاقوت برسه.
در ادامه بعد از یه سری جزئیات سطحی بی ارزش نوشته بود:
خبرنگار چوی:پس بیاین بدون هیچ دخالت و بی منطق بودنی از این زوج ورزشکار زیبا حمایت کنیم.
مردم هم زیر خبر کامنت ها مثبتی گذاشته بودن:
...:وایییی من از روز اول شما دونفر رو باهم شیپ می کردم و الان که واقعی شده دارم از ذوق میمیرررمممم🤩🤩🥳🥳.
...:نگران نباشین ما به حریم خصوصیتون احترام میزاریم💖.
...:دلم برای خانم مین تنگ شده...امیدوارم زود تر خوب بشه.
نیشخندی زدم...
اونا هم خیلی قشنگ استقبال کردن...
حتما وقتی کامنت ها رو می خوند خوشحال می شد و لبخند شیرینش رو تحویلم می داد...
نگاهی به یاقوت انداختم...
کاشکی بیدار بود و این خبر ها رو باهم می خوندیم و می خندیدیم...
ولی اشکالی نداره.
به هوش که اومد براش همه چی رو ریز به ریز تعریف می کنم.
بعد از چند دقیقه یه پیام از طرف یکی از کادر تیم ملی اومد رو گوشیم...
بازش کردم...
نوشته بود:
سلام آقای جئون.
وقتتون بخیر.
پس فردا یعنی روز یکشنبه...
ممنون میشم بیاین ورزشگاه و به سوالات خبرنگار که شامل خانم مین و وضعیت فعلی شون میشه جواب بدین.
در جواب نوشتم:
فعلا هیچ چیز رو قطعی نکنید.
و در جواب بله ای نوشت.
باید صبر می کردم یاقوت بیدار شه و باهاش حرف می زدم،که دوست داره چه چیز هایی به خبر نگار ها گفته شه...
بعد از چند دقیقه در اتاق باز شد...
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
شرط برای پارت بعدی:
لایک:۲تا
کامنت:۲تا
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن
- ۶۴۷
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط