پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دخ

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
.
.
.
.
.
.دختره صورتشو گرفته داد زده سوختم سوختم پسره خندیده گفته اب بود احمق.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش. پسره دیده صورتش عوض شده پسره ترسیده پا به فرار. باورش شده اسید پاشیده. نفهمیده آرایش دختره پاک شده، میگن هنوز پسره برنگشته
دیدگاه ها (۲۳)

واقعا عاشقتم...

به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ زندگی را با...

امام خامنه ای در خاطره ای که برای مرحوم علی اکبر پرورش تعریف...

خوابهایم گاهی زیباتر از زندگیم می شوند کاش گاهی برای همیشه خ...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۴: دری که دیر باز شدباد سرد بندر بین کانتی...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟒𝟓────────────────────...

فیک بادشکن پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط