ناگهان

ناگهان
روزی می آید
که سنگینی ردپاهایم را
در درونت حس می کنی
ردپاهایی که دور می شوند...
دیدگاه ها (۱)

دعایی بی اجابت هستی اما در مذاق مننمی دانم چرا این قدر شیرین...

برای توصیف صبحبه چیدمان واژه‌ها نیاز نیست،صبح، حس زیبایی‌ستو...

عاشق آن است که دل را حرم یار کند

عشق منبارها با نفس‌هام،به نقطه نقطه‌ی تنت گفته‌ام دوست داشتن...

من واقعا نمی دونم یه روزی موفق میشم که برم کره و کنسرت اعضا ...

یار خوبم گفته بودی جان نثارم می کنی با صدایت همچو آهویی شکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط