عاشقان حسود پارت
عاشقان حسود پارت ۷
جونگ آه رفت روی کاناپه که ته و کوک اومدن نشستن کنار جونگ آه و کوک سرشو گذاشت رو پای جونگ آه و ته هم سرشو گذاشت رو شونه جونگ آه و ...
کوک : جونگی میشه نوازشم کنی .
جونگ آه : امم خب باشه ☺️
ته : هییییی منم میخوام ..
جونگ آه : باشه باشه
که جیمین اومد و گفت
جیمین : هییی منم نوازش میخوامااا
جونگ آه : اوپا من که ۳ تا دست ندارم بخوام همتون رو ناز کنم که ...
جیهوپ : اصلا همتون پاشید من اونجا میشینم من بزرگ ترم ...
همینجوری یکی یکی داشتن بحث میکردن که جین گفت غذا اماده هست
جونگ آه : خب دیگه من واقعا گشنمه چطوره به جای بحث بریم غذا بخوریم که اگه یکم دیگه بحث کنین میخورمتون
ته : اره بهتره بریم
جونگ آه : من میرم شوگا رو صدا بزنم
* ویو جونگ آه *
رفتم شوگا رو صدا بزنم که دیدم به شکل بسیار کیوتی داره گربه رو ناز میکنه
جونگ آه : اهم اهم آقای کیوت خان غذا حاضره بیا بخور
شوگا : هی من کیوت نیستم
جونگ آه : هستی
_ نیستم
+ هس
که جین صدامون زد
جین : بیاین دیگه دارین چیکار میکنین ؟
شوگا : بریم دیگه
رفتیم پایین
جیمین : جونگ آه بیا کنار من بشین
جونگ آه : خب با...
اومد ادامه حرفشو بگه دید که جیهون دستش رو گرفت و نشوند کنار خودش
جیمین : ( زیر لب ) لعنتی
یهو زنگ در خورد و جیهون رفت در رو باز کرد و گفت از اونجایی که من میدونم جونگ آه با اینا سیر نمیشه برای همه غذا سفارش دادم
جین : اما من که زیاد غذا درست کردم
جیهون : هه کجاشو دیدی جونگ آه میتونه منم بخوره ...
جونگ آه : هیی کاری نکن تبدیل به واقعیت شههه
جیهون : باشه بابااا
خب من برای خودم دوکبوکی سفارش دادم و برای بقیه پیتزا
جونگ آه : آخجون پیتزا
جیهون : من که میدونم دوکبوکی میخوری ( زیر لب )
جونگ آه : خب بریم دیگه گشنمهههههههههه
جیهون : بچه ها من مطمعنم جونگ اه دوکبوکی میخوره
جونگ اه : اره جون عمت
جیهون : حالا میبینیم ...
نشستیم و مشغول خوردن غذا شدیم وست غذا جونگ اه گفت
جونگ آه : اوپا یکم از دوکبوکی میخوام
جیهون : باشه بیا
جونگ آه یکم از دوکبوکی خورد که یهو جایه دوکبوکی و پیتزای خودش رو عوض کرد
همه عضا زدن زیر خنده چون دقیقا حرف جیهون شد
جونگ آه : هیی چرا میخندین همیشه ایگطوری میشه و غذای اون خوشمزه تره
راستی اوپا این چرا اصلا تند نیست ( غرغر )
جیهون : اینکه خیلی تندههه
جونگ آه : دروغگو این تنده یکمش رو برد سمت جیمین و گفت اوپا بیا بخور ببین تنده ؟؟
جیمین خورد و داشت از شدت تندی میسوخت
جیمین : جونگ آه این واقعا برات تند نیست
خیلی تندهههههه
جونگ آه : اَههه اصلا هیچکدوم نمیفهمین تند چیه آجوما میشه برام فلفل بیاری ( آجوما خدمت کار خونه بود )
آجوما : اره دخترم بیا
فلفل اومد و جونگ آه سه چهارم فلفل رو ریخت تو دوکبوکی
جیمین : دختر اتیش میگیرییییی
جونگ آه : نه بابا ... و دوکبوکی هارو ریلکس میخورد
بعد شام * ویو جونگ آه *
جیهون رفت خونه اش و ما هم
رفتیم نشستیم و یه فیلم ترسناک دیدیم جیهوپ و جیمین و ته و کوک داشتن از ترس سکته میکردن که فیلم تموم شد
جیهوپ : من دیگه با جونگ آه فیلم نمیبینم جونگ آه خودت نمیترسی ؟؟
جونگ آه : هه نه بابا فقط خیلی خوابم میاد بریم بخوابیم دیگه
فقط یه چیزی .... خونه من درسته بزرگه ولی ۷ تا اتاق بیشتر نداره
کوک : پس اون ۴ تای دیگه چی ؟
جونگ آه : یکیش برای اماده شدنه ، یکیش برای تمرین دنسه ، یکی دیگش برای سگ و گربه امه ، و یکی دیگش هم برای موتورامه
کوک : اها مشکل نداره شب پیش یکی از ما بخواب فقط قبلش میشه موتور و ماشیناتو بهمون نشون بدییی ؟؟
جونگ آه : اره حتما بیاین بریم نشونتون بدم
همه باهم رفتیم که کوک گفت
کوک : دختر تو بلدی اینا رو برونی ،؟
جونگ آه : اره بلدم ولی هنوز گواهینامه ندارم یک سال دیگه بهم میدن
کوک : اها باشه خیلی خفنههههه وایییی ماشیناتوووووو
جونگ آه : خب بسه دیگه بریم بخوابیم
نامی : اره بهتره بخوابیم منم خوابم میاد
بیبی های من
میدونم بد شد 🫠
اما امیدوارم خوصتون اومده باشه 😁😁
لایک یادت نرهه
ببخشید نتونستم براتون صبح بزارم چون از ساعت ۱۰ تا ۷ کلاس آنلاین داشتم نصفشم مال زبان بود خیلی خسته ام بود بازم ببخشید تا ساعات آینده پارت بعد رو میزارم
بوسس بایییی 👋👋
جونگ آه رفت روی کاناپه که ته و کوک اومدن نشستن کنار جونگ آه و کوک سرشو گذاشت رو پای جونگ آه و ته هم سرشو گذاشت رو شونه جونگ آه و ...
کوک : جونگی میشه نوازشم کنی .
جونگ آه : امم خب باشه ☺️
ته : هییییی منم میخوام ..
جونگ آه : باشه باشه
که جیمین اومد و گفت
جیمین : هییی منم نوازش میخوامااا
جونگ آه : اوپا من که ۳ تا دست ندارم بخوام همتون رو ناز کنم که ...
جیهوپ : اصلا همتون پاشید من اونجا میشینم من بزرگ ترم ...
همینجوری یکی یکی داشتن بحث میکردن که جین گفت غذا اماده هست
جونگ آه : خب دیگه من واقعا گشنمه چطوره به جای بحث بریم غذا بخوریم که اگه یکم دیگه بحث کنین میخورمتون
ته : اره بهتره بریم
جونگ آه : من میرم شوگا رو صدا بزنم
* ویو جونگ آه *
رفتم شوگا رو صدا بزنم که دیدم به شکل بسیار کیوتی داره گربه رو ناز میکنه
جونگ آه : اهم اهم آقای کیوت خان غذا حاضره بیا بخور
شوگا : هی من کیوت نیستم
جونگ آه : هستی
_ نیستم
+ هس
که جین صدامون زد
جین : بیاین دیگه دارین چیکار میکنین ؟
شوگا : بریم دیگه
رفتیم پایین
جیمین : جونگ آه بیا کنار من بشین
جونگ آه : خب با...
اومد ادامه حرفشو بگه دید که جیهون دستش رو گرفت و نشوند کنار خودش
جیمین : ( زیر لب ) لعنتی
یهو زنگ در خورد و جیهون رفت در رو باز کرد و گفت از اونجایی که من میدونم جونگ آه با اینا سیر نمیشه برای همه غذا سفارش دادم
جین : اما من که زیاد غذا درست کردم
جیهون : هه کجاشو دیدی جونگ آه میتونه منم بخوره ...
جونگ آه : هیی کاری نکن تبدیل به واقعیت شههه
جیهون : باشه بابااا
خب من برای خودم دوکبوکی سفارش دادم و برای بقیه پیتزا
جونگ آه : آخجون پیتزا
جیهون : من که میدونم دوکبوکی میخوری ( زیر لب )
جونگ آه : خب بریم دیگه گشنمهههههههههه
جیهون : بچه ها من مطمعنم جونگ اه دوکبوکی میخوره
جونگ اه : اره جون عمت
جیهون : حالا میبینیم ...
نشستیم و مشغول خوردن غذا شدیم وست غذا جونگ اه گفت
جونگ آه : اوپا یکم از دوکبوکی میخوام
جیهون : باشه بیا
جونگ آه یکم از دوکبوکی خورد که یهو جایه دوکبوکی و پیتزای خودش رو عوض کرد
همه عضا زدن زیر خنده چون دقیقا حرف جیهون شد
جونگ آه : هیی چرا میخندین همیشه ایگطوری میشه و غذای اون خوشمزه تره
راستی اوپا این چرا اصلا تند نیست ( غرغر )
جیهون : اینکه خیلی تندههه
جونگ آه : دروغگو این تنده یکمش رو برد سمت جیمین و گفت اوپا بیا بخور ببین تنده ؟؟
جیمین خورد و داشت از شدت تندی میسوخت
جیمین : جونگ آه این واقعا برات تند نیست
خیلی تندهههههه
جونگ آه : اَههه اصلا هیچکدوم نمیفهمین تند چیه آجوما میشه برام فلفل بیاری ( آجوما خدمت کار خونه بود )
آجوما : اره دخترم بیا
فلفل اومد و جونگ آه سه چهارم فلفل رو ریخت تو دوکبوکی
جیمین : دختر اتیش میگیرییییی
جونگ آه : نه بابا ... و دوکبوکی هارو ریلکس میخورد
بعد شام * ویو جونگ آه *
جیهون رفت خونه اش و ما هم
رفتیم نشستیم و یه فیلم ترسناک دیدیم جیهوپ و جیمین و ته و کوک داشتن از ترس سکته میکردن که فیلم تموم شد
جیهوپ : من دیگه با جونگ آه فیلم نمیبینم جونگ آه خودت نمیترسی ؟؟
جونگ آه : هه نه بابا فقط خیلی خوابم میاد بریم بخوابیم دیگه
فقط یه چیزی .... خونه من درسته بزرگه ولی ۷ تا اتاق بیشتر نداره
کوک : پس اون ۴ تای دیگه چی ؟
جونگ آه : یکیش برای اماده شدنه ، یکیش برای تمرین دنسه ، یکی دیگش برای سگ و گربه امه ، و یکی دیگش هم برای موتورامه
کوک : اها مشکل نداره شب پیش یکی از ما بخواب فقط قبلش میشه موتور و ماشیناتو بهمون نشون بدییی ؟؟
جونگ آه : اره حتما بیاین بریم نشونتون بدم
همه باهم رفتیم که کوک گفت
کوک : دختر تو بلدی اینا رو برونی ،؟
جونگ آه : اره بلدم ولی هنوز گواهینامه ندارم یک سال دیگه بهم میدن
کوک : اها باشه خیلی خفنههههه وایییی ماشیناتوووووو
جونگ آه : خب بسه دیگه بریم بخوابیم
نامی : اره بهتره بخوابیم منم خوابم میاد
بیبی های من
میدونم بد شد 🫠
اما امیدوارم خوصتون اومده باشه 😁😁
لایک یادت نرهه
ببخشید نتونستم براتون صبح بزارم چون از ساعت ۱۰ تا ۷ کلاس آنلاین داشتم نصفشم مال زبان بود خیلی خسته ام بود بازم ببخشید تا ساعات آینده پارت بعد رو میزارم
بوسس بایییی 👋👋
- ۱۲.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط