در مسجد عشق رفته بودم ب نیاز

در مسجد عشق رفته بودم ب نیاز

گفتند اذان بگو من ازاو گفتم...
دیدگاه ها (۳)

خیلی وقت بود پست نزاشته بودم ، گفتم یچیزی بزارم قمار عشق رو ...

بگو چه شد که من این قدر دوستت دارم

حمایتی از بانو

《 جوآهرِ مَن ؛ 》پارت سوم ؛( قراره امشب برم خوا...)+ خانوم فو...

╭╭ฺꔫ┄۬─ฺ ┄  ‌۬ ‌ ‌  ࿚ ‌‌‌࿙⃘ི𖹭⃘ྀ࿚‌‌ ࿙ ‌ ‌ ‌۬   ─ฺ ┄۬─ฺꔫخیلی ث...

لوفی

اذان مغرب ب بچت یاد ندی مثل انسان رفتار کنهاذان صبح یادش مین...

ب تماشای خودم بودم و دیدم ک چه بی رحمانه تنهاست و ب ناچار قو...

P³³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط