best mistake

best mistake
______Chapter⁶____________________
(یادم رفت عکس دبیرستان رو بزارم اسلاید ² هست)
همین که رسیدم به راه رو(اسلاید³) زنگ کلاس خورد یکدفعه یی همه هجوم اوردن سمت کلاس منم اون وسط مثل چوپ خشک وایستاده بودم و اصلا جای رفتن نبود پس گفتم چند ثانیه می ایستم تا خلوت بشه بعد برم همه تغریبا رفته بودن و راهرو خالی شده بود اخیشی گفتم و کمی نزدیک کلاس بودم که دیدم معلم رفت توی کلاس ،زدم به سرم و گفتم" اخه دختر چقدر اروم راه میری یکم سریعتر برو ریدی که" نفس عمیق کشیدم و گفتم اروم باش روز اول مدرسته شاید بهت سخت نگیره دوباره اومدم پاهامو تکون بدم که همون پسر پروعه سریع بدو بدو رفت توی همون کلاس که من باید میرفتم چشام داشت از حدقه بیرون میزد و گفتم "ای لعنتی هایری چقدر بدبختی هایری بسه به خودت بیا شاید اصلا قیافه تو رو یادش نیاد اروم باش"
"ویو الکس"
وقتی زنگ کلاس خورد هنوزم پیش دوست های اسکلم بودم فک نمیکردم معلم اینقدر زود بره کلاس سریع بدو بدو کردم و چند ثانیه بعد از ورود معلم به کلاس، رفتم توی کلاس ،معلم سرم داد زد و گفت :هی الکس بازم دیر کردی که سریع برو بشین" سریع رفتم نشستم روی میز
"ویو هایری"
تقه ای به در زدم و وارد کلاس شدم که...
________________________________________
من چقدر خوبم پشت سر هم پارت میزارم با اینکه هنوز شرطا نرسیده🙂‍↔️
خب خب شرط برا پارت بعد
⁷لایک
³کامنت
²بازنشر
دیدگاه ها (۰)

best mistake_____Chapter⁵_______________________فک میکردم که...

best mistake__________Chapter⁴__________________(لباس فرم رو...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part³.....ویو ا.ت رفتم ...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part¹⁸.....ویو ا.تمعلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط