بے آنکہ اجازه بگیرב

بے آنکہ اجازه بگیرב
قَلبم را اسیر نگاه خویش کرב
و مَטּ نیز بے آنکہ بבانم چرا
چشمانَم را بہ انتظار نگاهَش روانہ ساختم
و פال بے آنکہ بخواهم
בر فراقش گونہ هایم را میزباטּ شَبنم چشمانَم ساختہ ام
دیدگاه ها (۲)

چطور عاشقش شدم؟خب... شاید در یک نگاه؟شاید همان لحظه‌ای که چش...

Destiny part 18

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

مرد بی رحم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁰مین‌هیوک با همون لبخندِ گرم و چال‌گون...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط