فیک MY GIRL

فیک: MY GIRL

««پارت هفت»»

سوفیا: جیهوپ فقط چند دقیقه به خاطر من صبر کن....
( جیهوپ صبر کرد سوفیا قدم‌های آرومی به سمت جیهوپ برداشت......)
سوفیا: جیهوپ من میدونم اوضاع خوب نیست اما بالاخره مشکلات حل میشه درست میشه اگه نشه تموم که میشه ما با هم قوی هستیم.....)
{به جیهوپ رسید و دستش رو گرفت.....انگار امیدی به او تزریق کرد تمام ناامیدی از وجودش خارج شد.....جیهوپ پایین اومد.....حرفی نمی‌زند چشم‌هایش گویای همه چیز بود پر درد و ناراحتی و عذاب....سوفیا دستاش رو روی صورت جیهوپ گذاشت و}
سوفیا: بهت قول میدم تا ابد محکوم به تو باشم

(جیهوپ سوفیا رو به سمت خودش کشید و پیشونی اون رو بوسید سوفیا دستاش دور جیهوپ گذاشت و سرش را روی سینه‌ی او)

[جیهوپ: امیدی که بهم میده تأثیر گذاره از اینکه همچین آدمی توی زندگیم دارم خوش شانسم بین تموم بدشانسی‌های زندگیم
سوفیا: ضربان قلبش رو حس میکردم با هر تپش یاد همه خاطرات دوتاییمون میوفتم.]

( در شبی تاریک سوت و کور سوفیا نوری پرامید برای جیهوپ شد....
جیهوپ: همانطور که دریا به ساحل نیاز دارد،خورشید به ماه،زمین به آسمان،همه موجودات به اکسیژن،گیاهان به آب و هر چیز دیگر من هم به سوفیا نیاز دارم.در زندگی هر آدمی کسی هست که بیشتر از خودت دوستش داری......
سوفیا: گاهی وجود یک نفر می‌تواند زندگی‌ات را تغییر دهد چه زود چه دیر و تو نمی‌توانی جلوی آن را بگیری.....اوایل دوستیمون جیهوپ به من حسی داشت ولی من به او نداشتم نه اینکه واقعا بی احساس بودم مشکلات خانوادم مانع احساساتم به جیهوپ میشدند اما الان دیگه هیچ مانعی وجود ندارد......)

[آن شب به پایان رسید پسری که در سکوی مرگ ایستاده بود امیدی پیدا کرد و پدر و مادر سوفیا یاد گرفتن قضاوت و سرسخت بودن چیزی رو درست نمیکنه و پدر و مادر جیهوپ یاد گرفتن که دو تا پسر داشتن و همه چیز به سرنوشت مربوطه و همه اتفاق ها تقصیر کسی نیست و نخواهد بود جیهوپ مثل قبل شاد و خوشحال بود و سوفیا از خوب بودن اوضاع خوشحال بود و هر دو با هم درس خوندن و تلاش کردن....بعد از اینکه فارغ‌التحصیل شدن با خانواده‌هاشون جشن گرفتند........]

(از تو هم می‌خوام که قوی باشی و جلوی مشکلات و سختی های زندگی کم نیاری همه چی درست میشه اگه زیاد اهمیت بدی به چیزی بزرگتر و در مشکل تر میشه بس کمتر اهمیت بده و یه نمره ارزش خراب کردن حالت رو نداره یادت باشه ماه هم حتی وقتی کامل نیست میدرخشه......)

««پایان پارت هفت:پارت آخر»»

✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید ✨
دیدگاه ها (۲)

سلام ✨اگر درخواستی داشتید بگید💙

فیک: شیطنتـــ‌هایــــ‌صبحگاهیــــ««شروع»»( ساعت هشت صبح ک...

فیک: MY GIRL«پارت شیش»(جیهوپ به اتاقش رفت....هوا تاریک شده ب...

فیک: MY GIRL««پارت پنج»»مادر سوفیا: الان به دخترت اجازه میدی...

ولی هنوزم از دستتون ناراحتم....دیگه شما منه‌ قبلی رو کشتید.....

من یک بلینک هستم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط