پاییز که شد اخراجش کردند رفتگرعاشق را

پاییز که شد اخراجش کردند... رفتگرعاشق را!
که برگها را قدم میزد نه جارو
دیدگاه ها (۱۰)

در نمازت شعر میخوانی و می رقصی دریغ جای این دیوانگی ها گوشه ...

درخت رادوست دارمچون فردادری می شودکه توبازش می کنیو قدم در ر...

ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟عشق چیزی جز ظهور مه...

در قفل فروبسته ی غمهای دل خویشآن کهنه کلیدیم که دندانه نداری...

part21ویو جونگکوک:دیدم که چند دست لباس رو تخته کشو ها باز مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط