عشق مافیایی 🔪🩸🖤
عشق مافیایی 🔪🩸🖤
پارت 14
ویو نویسده :
بعد از اینکه لارا خوابید تهیونگ و کوک و هوسوک حسابی مست کرده بودن . همشون داشتن حرفایی میزدن که اصلا ربطی به همدیگه نداشت ولی خوب مست بودن و نمیدونستن که چی میگن احتمالا فردا هم کسی یادش نمیاد که چیکار کرده و چه حرفی زده .
همینجوری داشتن شات های الکل رو میزدن به سلامتی و میدادن بالا که کوک توی عالم مستی هم دست از حرف های چرت برنمیداشت و گفت :
=بچها من واقعا دارم از سینگلی درد میکشم یکی کمکم کنه (مست ولی مثلا ناراحت راستی تمام حرفاشون با مستیه و من دیگه نمینویسم مستن خودتون بدونید )
× داداش من تنها نیستی منم سینگلم .
= اره فقط منو تو سینگلیم تهیونگ که اخر هفته عروسیشه و میره قاطی باقالی ها (مسخره)
+ بچها من واقعا لارا رو دوست دارم (غمگین و مست)
× خب کی گفت دوسش نداری ؟
= برادر ولش کن .
+اخه اون دوسم نداره و من به زور نگهش داشتم .
× اون به هر کسی اعتماد نمیکنه .
= هعییی منم یه یار میخوام که پیشم باشه و اهم اهم .
+ تو چقدر بی شعوری پسر .(خنده)
× اره راست میگع مگه دوست دخترو فقط برای اهم اهم میخوای (بچها منظورشون س#کسه)
= وللش اصلا با شما نمیشه حرف زد .
× بچها من واقعا خیلی دلم داداش میخواست و خدا شمارو سر راهم گذاشت . (غمگین و خوشحال قاطی 😂)
= داداشمی
+ مارو مثل داداش خودت بدون درسته همین امروز با هم اشنا شدیم ولی تو هم برادر زنمی هم داداشم پس راحت باش و بدون ترو مثل کوک دوست دارم .(احساساتی)
×ممنون
= اره منم مثل تهیونگ .
+ بچها من واقعا خوابم میاد (بچها بگم این کارا و حرفاشون از ته دل نیست ولی حرفی که به هوسوک زدن از ته دل بود ولی بقیه نه )
× منم
× کوک خوابه (خنده )
تهیونگ و هوسوک از ته دل داشن سر یه چیز الکی میخندیدن و هوسوک بلند شدو رفت سمت یه اتاق و افتاد روی تخت و دیگه چیزی نفهمید و نمیدونه کجاس .تهیونگ هم بلند شد که بره سمت اتاقش که نفهمید رفت کجا و در اتاق لارا رو باز کرد و خودشو انداخت روی تخت و دخترکش رو بغل کرد و به خواب رفت . از اونجا هم کوک یه کم اونجا خوابید ولی بعد رفت توی یکی از اتاقا .
صبح ساعت ۱۰:۳۰
صبح شده بود ولی کسی بیدار نشده بود واقعا عجیب بود اینکه تهیونگ و کوک دوتا مافیا (کوک دست راست تهیونگه ) چطور دیشب انقدر مست شده بودن ولی عجیب نیست هرکی ۱۰تا بطری الکل ۱۰۰٪ بخوره مست میشه چه برسه به این دوتا .
پارت بعد رو هم میزارم چون خوابم نمیاد 🤭🙂
پارت 14
ویو نویسده :
بعد از اینکه لارا خوابید تهیونگ و کوک و هوسوک حسابی مست کرده بودن . همشون داشتن حرفایی میزدن که اصلا ربطی به همدیگه نداشت ولی خوب مست بودن و نمیدونستن که چی میگن احتمالا فردا هم کسی یادش نمیاد که چیکار کرده و چه حرفی زده .
همینجوری داشتن شات های الکل رو میزدن به سلامتی و میدادن بالا که کوک توی عالم مستی هم دست از حرف های چرت برنمیداشت و گفت :
=بچها من واقعا دارم از سینگلی درد میکشم یکی کمکم کنه (مست ولی مثلا ناراحت راستی تمام حرفاشون با مستیه و من دیگه نمینویسم مستن خودتون بدونید )
× داداش من تنها نیستی منم سینگلم .
= اره فقط منو تو سینگلیم تهیونگ که اخر هفته عروسیشه و میره قاطی باقالی ها (مسخره)
+ بچها من واقعا لارا رو دوست دارم (غمگین و مست)
× خب کی گفت دوسش نداری ؟
= برادر ولش کن .
+اخه اون دوسم نداره و من به زور نگهش داشتم .
× اون به هر کسی اعتماد نمیکنه .
= هعییی منم یه یار میخوام که پیشم باشه و اهم اهم .
+ تو چقدر بی شعوری پسر .(خنده)
× اره راست میگع مگه دوست دخترو فقط برای اهم اهم میخوای (بچها منظورشون س#کسه)
= وللش اصلا با شما نمیشه حرف زد .
× بچها من واقعا خیلی دلم داداش میخواست و خدا شمارو سر راهم گذاشت . (غمگین و خوشحال قاطی 😂)
= داداشمی
+ مارو مثل داداش خودت بدون درسته همین امروز با هم اشنا شدیم ولی تو هم برادر زنمی هم داداشم پس راحت باش و بدون ترو مثل کوک دوست دارم .(احساساتی)
×ممنون
= اره منم مثل تهیونگ .
+ بچها من واقعا خوابم میاد (بچها بگم این کارا و حرفاشون از ته دل نیست ولی حرفی که به هوسوک زدن از ته دل بود ولی بقیه نه )
× منم
× کوک خوابه (خنده )
تهیونگ و هوسوک از ته دل داشن سر یه چیز الکی میخندیدن و هوسوک بلند شدو رفت سمت یه اتاق و افتاد روی تخت و دیگه چیزی نفهمید و نمیدونه کجاس .تهیونگ هم بلند شد که بره سمت اتاقش که نفهمید رفت کجا و در اتاق لارا رو باز کرد و خودشو انداخت روی تخت و دخترکش رو بغل کرد و به خواب رفت . از اونجا هم کوک یه کم اونجا خوابید ولی بعد رفت توی یکی از اتاقا .
صبح ساعت ۱۰:۳۰
صبح شده بود ولی کسی بیدار نشده بود واقعا عجیب بود اینکه تهیونگ و کوک دوتا مافیا (کوک دست راست تهیونگه ) چطور دیشب انقدر مست شده بودن ولی عجیب نیست هرکی ۱۰تا بطری الکل ۱۰۰٪ بخوره مست میشه چه برسه به این دوتا .
پارت بعد رو هم میزارم چون خوابم نمیاد 🤭🙂
- ۱۰۲
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط