بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی
یکی را کرده ای چون شمع ، یکی را با صفا کردی
چه عشاقی که در راهت شدن مجنون و دیوانه
چه جانها در رهت رفتن ، بلا در جان ما کردی
چرا ای عشق لا مذهب، چنین بیمار و غمگینم
چرا احساس و روحم را ، مثال بچه ها کردی
ازاول خوب و زیبایی ، و درمان میکنی غم را
تو ای احساس بی همتا ، چرا با من جفا کردی
دیدگاه ها (۳)

از مــن مپــــرس تــو را چـقـــدر دوســت دارم ...اگر بگـــوی...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

ﺑﻮﻡ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱﺩﺳﺘﻬﺎﯾﻢ ﺧﺴﺘﻪﻗﻠﻤﻢ ﺑﯽ ﺣﺮﮐﺖﺭﻧﮕﻬﺎﯾﻢ ﺧﺎﻟﯽﺁﻩ ...

بی تو مهتاب شبی، کوچه مرا آه کشید روی دیوار ه ی دل عکس تو را...

Beauty and the beast...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط