کاش عشقت شده بودم که دلت جایم بود

کاش عشقت شده بودم که دلت جایم بود
بغل اسم تو در دفترت امضایم بود

قایقی میشدم و گاه تو را میبردم
خنده‌ات همسفری با من و دریایم بود

تو تمام نفسم میشدی و سینه‌ی من
از هوای تو در اکسیژن دنیایم بود

کوچه‌ی خلوت و من منتظر آمدنت
اشک و آهی که در این کوچه به لبهایم بود

سخت در حال و هوای تب حسرت بودم
که چه میشد اگر آغوش تنت جایم بود؟!

ناگهان آمدی و خوب نگاهت کردم
دیدم از هرچه در آن دلبر زیبایم بود!

چشم تو خیره به من حالت عاشق شدن است
این همان لحظه‌ی نابی است که رویایم بود..!
دیدگاه ها (۳)

گاهی دلم برای تو بد شور می زنددستی به روی اسم تو هاشور می زن...

دوستت دارم و این علت ایمان من استدر هوای نفست معجزه ی جان من...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شدپر پروانه و این شمع چقدر زیبا ...

سلامدستهایت پرگلشادیت پایندهخنده ارزانی چشمان پراز عاطفه ات️...

part:10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط