من عروسک نیستم

من عروسک‌ نیستم
اولین بار اومدی و گفتی میشه باهم دوست بشیم و من قبول کردم
بعدش گفت دوست دارم و من گفتم باشه .
بعدش گفت با من ازدواج کن . گفتم منم مثل تو دخترم . گفت اشکالی نداره . گفتم من چیزی که نشون میدم نیستم . گفت اشکالی نداره .
گفتم من سرد و بی روح و سنگدلم.
گفت اشکالی نداره ‌. من همه چیز های بدم رو بهش گفتم و اون گفت اشکالی نداره .
چند روز بعد بهم گفت من بچه میخوام و من گفتم اخه نمیشه گفت چرا میشه . من یکی پیدا میکنم . چند روز همینجور با من صحبت کرد و یه دفعه گفت من طلاق میخوام بهش گفتم نه ولی اون رفت . چون چند نفر تحدیدش کردن . اون حتی به پیامای من نگا نکرد . و چند روز پیش یک نفر اومد و باهام دوست شد و گفت مایکی من بشو یه جور خاصی و من گفتم چجوری ولی جوابم رو نداد .
و بعدش فهمیدم اون دختر دوست همونیه که زنم بود ولی نمیدونم الانم زنم هست یا نه .
بعد امروز تو یه پیام یه خلاصه برام نوشت : در مورد اون :
تسلیت میگم ، اون خودکشی کرده


مثل همیشه ... همین .
دیدگاه ها (۱۳)

بابای صورتی همراه با عشق سفید پارت سیزده ران حوله ا.ت رو داد...

گفتن چت با دوست صمیمیم رو بزارم پیچش اینجا تو ویس Amimarchف...

سناریو در خواستی پارت دوماگه ازشون بخواین سوتینتون ببندن سان...

بابای صورتی همراه با عشق سفید پارت ۱۲این پارت رو و سه تا پار...

#عشق زیبای من Part12کوک به یه چیزی فک کرد و واسش عجیب بوددفل...

معرفی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط