وقتی دل می‌شکنه و دلتنگ می‌شی…

وقتی دل می‌شکنه و دلتنگ می‌شی…

یهو یه چیزی می‌بینی یا می‌شنوی، و دیگه هیچی مثل قبل نیست. یه سکوتِ سنگین می‌شه، و دلت یه جوری می‌شه که انگار یه چیزی توش شکسته. همون موقع، یه حسِ غریبِ دلتنگی هم می‌آد سراغت. دلتنگِ یه روزایی، یه حسایی، یه کسایی که دیگه نیستن. انگار اون شکستن، یه دریچه باز کرده به سمتِ یه عالمه خاطره‌ی دور، خاطره‌هایی که حالا فقط دلتنگی‌شون مونده. یه سکوتِ پر از بغض، یه دلتنگیِ کهنه…
#دلنوشته
#تاسیان
دیدگاه ها (۱)

سکوتت بلندتر از هر فریادی بود.بی‌توجهی‌هایت آرام آرام من را ...

گاهی دل، بی‌هیچ دلیلِ واضحی، یک‌باره سنگین می‌شود…انگار تمام...

جمعه‌ها… انگار یه بغضِ گُنده تو گلومه که با هر تیک‌تاکِ ساعت...

#_دلنوشته‌ها شب که میشه، انگار دنیا یه کم آروم‌تر میشهولی دل...

خیلی راحت گفتی “خدا نگهدارت”، انگار اصلاً هیچ‌وقت من و تو با...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

«تو فقط یه آدم توی زندگیم نیستی…تو همون حسی هستی که وقتی میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط