ادامه پارت

ادامه پارت ۶
فلش بک
ویو نویسنده
ریکا: تتسو خیلی دوست دارم
کورو: منم همینطور
صورت هاشون همیشه نزدیک هم بود. همیشه نزدیک هم. عاشق هم بودن. کورو بی نهایت عاشق ریکا بود. پدر و مادر کورو و ریکا هر دو از این رابطه خبر داشتند و این رابطه رو تایید می کردند.
همه چیز خوب بود تا اینکه یک روز بارونی بود. با هم قدم می زدند که ریکا دست کورو رو ول کرد و رو به روی او و با فاصله وایساد.
ریکا: تتسو متاسفام ولی بهت علاقه ای ندارم و از دستت خسته شدم من و تو به درد هم نمی خوریم و رفت کورو بعد از اون افسرده شده بود اما کسی بود که باعث شد اون از حالش بیرون بیاد.
پایان فلش بک
باباش : نمیدونم چی شد که حالت خوب شد اما....از اون فرد ممنونم
کورو: منم ممنونم
و نگاهش روی ا/ت ثابت موند.
ا/ت روش رو برگردوند و کورو رو دید بهش یه لبخند مهربون و کمی دندون نما زد (توی انیمه ها یه موقع هایی دختره چشماش رو می بنده و لبخند میزنه و یکم خودشونو کج می کنن یه چی تو همون مایه ها😅) و براش دست تکون داد. بعد از کار خودش خندش گرفت و آروم خندید.
_____________________
پایان پارت ۶
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷ویو ا/ت خود خنگم از این کار خندم گرفته بود. با مامانش ...

مرسی واقعا🤣#آبشار_سرنوشت .....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتای #m...

پارت ۶ویو ا/تداشتم اون چیزایی که بهم گفت خورد کنم رو خورد می...

پارت ۵ قسمت ۳ ویو کورو ...فهمیدم که....مامانت داشت ما رو ن...

پارت ۱۷ویو نویسنده همیگی داشتن راجب ازدواج حرف میزدن و کورو ...

پارت ۸ویو کوروبابا راست میگفت من مثل ریکا دوسش ندارم...حق با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط