نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم برسانم..
این عشق فقط یک عشق سُخَنیست.
چیزی که در قلب های انسان ها و ما نهفته است شاید هرگز کسی نفهمد..
شاید یک عشق باشد..شاید یک کینه در غالب عشق.
گاهی دیگران حرف های قلب را نمی فهمند..حال که فکر میکنم میبینم..
بعد از یک مدت دیگر نتوانستم بفهمانم چه در مغز من میگذرد..
شاید حتی خود گاهی نمی فهمیدم..ولی مطمئنا از فهمیدن دیگران بهتر می دانستم..
میدانستم که میتوانم خودم را درک کنم..اما کسی نمی تواند مرا درک کند و توقع دارند که درکشان کنم..
مهم نیست..چه اهمیتی دارد..از یک جا با خود گفتم مگر مهم است کسی در زندگی من بخواهد مرا درک کند...به طور حتم مغز من آگاهی کامل را از درک داشت اما کسی نبود که اورا درک کند..
درست است "درک کردن" با "فهمیدن" فرق دارد....
چنان فرقی که فقط من دیده ام و دیگران آن را نمی بینند..و توقع دارند چیزی را که خود نمی بینند به آنها تحویل دهم..
حتی اگر تمام دنیا به یک سفر دور بروند و من در دنیا تنها بمانم باز هم اهمیتی ندارد...شاید من تنهایی خوش ترم...این یک موضوع عادی برایم است...
چیزی که باز هم دیگران می خواهند که تنها نباشم..اما وقتی می خواهم کمی به انها نزدیک شوم..حتی برای یک بار آن هم به وسوسه...آنها فکر میکنند که چه کار غیر منطقی و مضحکی انجام میدم..
در صورتی که خود آن کار را میخواهند با من انجام دهند..
تا به من رسید این کار میشود یک کار بی اصل و نسب...
حال دیگر برایم اهمیتی ندارد..
حالا برای من نه خوشبختی وجود دارد نه بدبختی..
روزگار به سختی و آسانی خود و دلخواه می گذرد..
من تاکنون فقط در رنج و مشقت بسیار زیستم؟ بله...در "دنیای انسان ها"
تنها اندیشه ی صادقانه ای که میشود به درک آن رسید همین رنج و مشقت است..
روزگار میگذرد..
اما شاید گاهی نیاز نیست حتی بگویم چه ها کشیده ام..
تنها چیزی که بر همه عادلانه تقسیم شده نا عادلانه بودن زندگی است؟
کاش بخوابم و به این زندگی پایان دهم...پایانی که در آن نه عشقی وجود دارد و نه مشقتی...
فارغ از فکر و فقط اسوده...
دیدگاه ها (۴)

نمی‌دانم چطور شروع کنم، انگار کلمات در گلویم گره خورده‌اند، ...

گاهی اوقات، در عمیق‌ترین لایه‌های وجودمان، حقیقتی نهفته است ...

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

:>>>>>

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط