ای که تو جان جهانی و جهان جانی

ای که تو جان جهانی و جهان جانی
گر به جان و به جهانت بخرند ارزانی

ز آسمان گر به زمین درنگری چون خورشید
غیر مه هیچ نباشد که بدو می‌مانی


"سیف_فرغانی" #طبیعت
دیدگاه ها (۲)

چو مستان به هم مهربانی کنیم دمی بی ریا زندگانی کنیم جهان منز...

الهی؛با صنـع تو هر مورچه رازی داردبا شوق تو هر سوخته نازی دا...

آن را که جفا جوست نمی باید خواستسنگین دل و بد خوست نمی باید ...

به جز این مو ندارم آرزوییکه باشد همدم مو لاله‌روییاگر درد دل...

از خیال زشت خود هستم همیشه شرمسار یک عمل نامد ز منغیر از گنا...

استاد شهریار چه زیبا می گوید:گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم...

غزل شماره ۲✿ سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط