سحر با باد میگفتم

سحر با باد میگفتم
حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو،
به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب،
کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو؛
که با دلدار پیوندی
#حافظ
#نوروز_علوی
دیدگاه ها (۵)

خوشا آن رهسپر که ره پوید به سر که در این ره جدا گشته بسی سره...

گاهی آرزوی چیزی را داری ولی وقتی به دستش می‌آوری، پیش خودت ف...

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آنشرط اول قدم آن است که مجنون ...

با نازک‌نارنجی بودن، انسان نه تنها بنده خدا که اصلا انسان نم...

جادویی عشق part ۴۹ترجيح ميدادم جاي البرت الان تو اتاقم بودم....

عشقی مبتلا به مرگ پارت2

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط