باید در انتهایِ یک کوچه یا اصلا خیابان

باید در انتهایِ یک کوچه یا اصلا خیابان
بایستم
تمامِ بهار را دورِ خودم جمع کنم
تمامِ گل هایِ رنگ به رنگ
میوه هایِ نو برانه
و عطرِ چای بهار نارنج
یک پیراهنِ سپید به تن کنم
به هرکه از خیابان گذر کرد
بهار تعارف کنم به شرطِ لبخند!
باید راهی پیدا کنم
مردم باور کنند
بهار در دستانِ خودشان
انتظارِ شکوفه کردن دارد
باید هرکه تنها از کنارم گذر کرد را
صورتش را بگیرم
پیشانیش را ببوسم
و با یک لبخند بگویم :
چند کوچه آنطرف تر
خیابانیست به نامِ
لیلی و مجنون
سری به آنجا بزن
شاید میانِ آن همه چشمانِ منتظر
دو چشم از برایِ تو باشد!
باید فکری بی اندیشم
بهار در راه است
و این همه عاشقِ نرسیده به وصل
منتظر...
دیدگاه ها (۲)

"یا مقلب القلوب.... " در دلم ...

بوی سیگارِ شدیدی آمد...با خودم میگویمنکند باز پدر غمگین استن...

✴دعای پایانی سال✴خدایا ممنون برای تمام خنده های امسالم♥خدایا...

وقتی از دوست داشتن کسی مطمئن نیستی "حق نداری"دستاشو بگیری که...

پارت ۵۱شب کریسمس شده بود و همه به مسافرت و کادو و چیز هایی ا...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت نــوزׄ ...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط