ا ت چی چی جونگ کوک خودتی

ا. ت: چی چی جونگ کوک خودتی!
جونگ کوک: مامانت مامانمو کشت بعد از اون عشق الکی که بهت داشتم پس تو چرا نمیری....
« بوم»
"به جای صدای خوشحالی و خنده صدای تفنگ بیاد اونم از سمت عشقت
و جایی که نشونه گرفته قلبت باشه قلبی که سالها خودش داخلش بوده؟
واقعا درد ناکه تویی که سالها عاشقش بودی ولی اون عشق الکی داشت بهت!"
و آخرین حرف!
آخرین نفس!
آخرین نگاه!
همش برای توعه!
ا/ت: متاٌسفم!
جونگ کوک:هه آخرین حرفت همین بود«با پوز خند»
ا/ت: قلبی که دوستت داره رو شکوندی جئون.
جونگ کوک:«شُکه»
و در عمارت یهو باز شد و پلیسا ریختن تو عمارت و جسد ا/ت و دست جئون هم دست بند زدن و رفتن!
عمارتی که همیشه توش بوی گل های رُز قرمز میومد الان داشت بوی خون میداد!
___________________________
دیدید ا/ت به جای اینکه به مغزش گوش کنه به قلبش گوش کرد و مُرد!
امّا جئون به جای قلبش به مغزش گوش کرد و دستگیر شد!
اینو گفتم که بگم آخرش هممون میریم چه تو به قلبت گوش کنی چه به مغزت!
دیدگاه ها (۷)

♬𝓔𝓼𝓱𝓽𝓫𝓪𝓱 𝓶𝓪𝓷♬کاپل ها ☜"پارک یونا""کیم تهیونگ "اندازه پارت ها...

♬𝓱𝓽𝓫𝓪𝓱 𝓶𝓪𝓷♬ویو یونا وای چه روز بدی از امروز به بعد تو تاریخ ...

و صبح دید چندتا تما س از شماره خصوصی داره و دوباره شماره زنگ...

ذهن ا. ت اون متوره خودشه ا. ت سریع سوار شد و تا آخرین سرعت ر...

قلب یخیپارت ۱۷از زبان ا/ت:جونگ کوک: من به خودم افتخار میکنم ...

قلب یخیپارت ۱۰از زبان ا/ت:غذامون تموم شد منم میخواستم برم دس...

قلب یخیپارت ۱۴با اینکه شرط هارو رعایت نکردید ولی گذاشتم، نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط