ا ت چی چی جونگ کوک خودتی
ا. ت: چی چی جونگ کوک خودتی!
جونگ کوک: مامانت مامانمو کشت بعد از اون عشق الکی که بهت داشتم پس تو چرا نمیری....
« بوم»
"به جای صدای خوشحالی و خنده صدای تفنگ بیاد اونم از سمت عشقت
و جایی که نشونه گرفته قلبت باشه قلبی که سالها خودش داخلش بوده؟
واقعا درد ناکه تویی که سالها عاشقش بودی ولی اون عشق الکی داشت بهت!"
و آخرین حرف!
آخرین نفس!
آخرین نگاه!
همش برای توعه!
ا/ت: متاٌسفم!
جونگ کوک:هه آخرین حرفت همین بود«با پوز خند»
ا/ت: قلبی که دوستت داره رو شکوندی جئون.
جونگ کوک:«شُکه»
و در عمارت یهو باز شد و پلیسا ریختن تو عمارت و جسد ا/ت و دست جئون هم دست بند زدن و رفتن!
عمارتی که همیشه توش بوی گل های رُز قرمز میومد الان داشت بوی خون میداد!
___________________________
دیدید ا/ت به جای اینکه به مغزش گوش کنه به قلبش گوش کرد و مُرد!
امّا جئون به جای قلبش به مغزش گوش کرد و دستگیر شد!
اینو گفتم که بگم آخرش هممون میریم چه تو به قلبت گوش کنی چه به مغزت!
جونگ کوک: مامانت مامانمو کشت بعد از اون عشق الکی که بهت داشتم پس تو چرا نمیری....
« بوم»
"به جای صدای خوشحالی و خنده صدای تفنگ بیاد اونم از سمت عشقت
و جایی که نشونه گرفته قلبت باشه قلبی که سالها خودش داخلش بوده؟
واقعا درد ناکه تویی که سالها عاشقش بودی ولی اون عشق الکی داشت بهت!"
و آخرین حرف!
آخرین نفس!
آخرین نگاه!
همش برای توعه!
ا/ت: متاٌسفم!
جونگ کوک:هه آخرین حرفت همین بود«با پوز خند»
ا/ت: قلبی که دوستت داره رو شکوندی جئون.
جونگ کوک:«شُکه»
و در عمارت یهو باز شد و پلیسا ریختن تو عمارت و جسد ا/ت و دست جئون هم دست بند زدن و رفتن!
عمارتی که همیشه توش بوی گل های رُز قرمز میومد الان داشت بوی خون میداد!
___________________________
دیدید ا/ت به جای اینکه به مغزش گوش کنه به قلبش گوش کرد و مُرد!
امّا جئون به جای قلبش به مغزش گوش کرد و دستگیر شد!
اینو گفتم که بگم آخرش هممون میریم چه تو به قلبت گوش کنی چه به مغزت!
- ۱۲.۳k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط