ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:②⑧

☆عوضییییی(عربده)
باید خدا رو شکر کنی فعلاً نکشتمت بعد میخوای مشت بزنی
کیم: وای خدایا چقدر ترسیدم ترو خدا منو نترسون خانم جئون (با لحن زنونه)
=اینجا چه خبره
☆به به بلخره رئیس اومدن(پوزخند)
=گفتم اینجا چه خبره(چشمای ترسناک)
☆چشماتو اونطوری نکن برای من اینو من باید از تو بپرسم اول که هانسعو منو بدزده و کلی نقشه بعدش بعد که شریکت میاد اینجا کس شعر میگه(آخرشو با پوزخند دفن میکنه)
=من که همچین چیزی نخواستم معلومه اینجا چه خبره
☆اگه تو دستور ندادی پس نقشه شریکته (اخرشو با قه قه حاکم میکنه)(با پوکر فیسی شروع به دفن حرفاش میکنه) تو حتی اونو زیر نظرت نگرفتی اون میخواسته ثروتت رو بگیره به دست بزرگ ترین مافیا بشه قدرتت رو بگیره و بعدش دخترتو ولی دخترت اونو با چند تا حرف و یکم زدن مثل پشه ای که روی زمین پهن شده حاکم کرد حاکم چی بنظرت؟ حاکم گی خوری
=از اولش باید از رفتارات میفهمیدم (روبه کیم)
☆فعلاً که فهمیدی چیزی عوض شد(پوکر فیسی و سرد) هانسعو بیا ما بریم این دوتا شریک خودشون میدونن چیکار میکنن و کسی هم نمیفهمه(با پوزخند و تیکه انداختن)
دیدگاه ها (۵)

ame: My many years of lovPart:②⑨ویو میونگبا هانسعو رفتیم عما...

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ ❤

مارسیس🍒👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ ❤

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ ❤

#pain #P²⁴جیمین: وا پسر تو چرا انقدر بی ذوق بازی در میاری نگ...

Fate is predetermined.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط