خدای مهربان من،
خدای مهربان من،
من همانم که در بدو ، ورودم به دنیا ،ناتوان و ضعیف بودم و حال که جوان گشته ام وسرکش ، غرور جوانی مرا به ناکجا آباد می کشاند....
تو خودگفتی که خانه ات میان دل های شکسته است...باز با همان دل شکسته صدایت می کنم و میگویم .... الهی و ربی من لی غیرک....
نمی دانم تو خودبگو این زنگارها را با چه بشویم تا صدایت را باری دیگربشنوم....
جز تو چه کسی صدای خسته م رامی شنودو دل بی قرارم را آرام....
تو خودگفتی زمانی که دلتنگ شدی ، یاد من کن وبگو:
:الا به ذکرالله تطمئن القلوب...
من همانم که در بدو ، ورودم به دنیا ،ناتوان و ضعیف بودم و حال که جوان گشته ام وسرکش ، غرور جوانی مرا به ناکجا آباد می کشاند....
تو خودگفتی که خانه ات میان دل های شکسته است...باز با همان دل شکسته صدایت می کنم و میگویم .... الهی و ربی من لی غیرک....
نمی دانم تو خودبگو این زنگارها را با چه بشویم تا صدایت را باری دیگربشنوم....
جز تو چه کسی صدای خسته م رامی شنودو دل بی قرارم را آرام....
تو خودگفتی زمانی که دلتنگ شدی ، یاد من کن وبگو:
:الا به ذکرالله تطمئن القلوب...
- ۶۱۷
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط