خدایـــا...خواستم بگویمـ تنهایم اما...نگاه خندانت مراشرمگ

خدایـــا...خواستم بگویمـ تنهایم اما...نگاه خندانت مراشرمگین کرد،چه کسی بهترازتو؟!
خدایاجونم عااااااااشقتم😘 😘 😘 😘
دیدگاه ها (۱)

🌿🌾🌿#نیایش_شبانگاهی پروردگارا....حال که منت نهادی و روزی دیگر...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹رینا گیج شد.رینا: یعنی ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۲

پارت 15:خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗شب شده بودمانیا و جیمین به عمارت برگشته...

رمان دخت من

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۸: «باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط