با چای تو باشد

با چای تو باشد
سر صبحی چه شود ، عشق.....!

آغوشِ تو و
گرمیِ یک جرعه غزل واااای...
دیدگاه ها (۱)

حیف نیست بهار؛از سر اتفاق بغلتد در دستمآن وقت تو نباشی!؟

گفتا که بیاموز به من شعر بگویمتا باز شود چون تو از این بغض، ...

نامه ی عاشقانه ای می فرستمنامه ی عاشقانه ای می فرستیو بهار آ...

بهارچشم‌های تو بودپلک می‌زدی شکوفه می‌ریخت.حالا انگارسوزنِ ف...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط