داشتم فکر میکردم دیگه بس کنم.

داشتم فکر میکردم دیگه بس کنم.
اینقد درباره ی تو و نبودنت و رفتنت ننویسم،
تو که با این چیزا بر نمیگردی؟ نه؟
تو که با این حرفا مال من نمیشی، میشی؟
چیزی که عوض نمیشه، میشه؟
مسلما نه.
تو با کلی تشریفات رفتی،
حالا زشته که با چهارتا کلمه برگردی…
دیدگاه ها (۱)

کسی رو قضاوت نکناون فقط گناهاشبا گناه های تو فرق داره …

دلم عجیب گرفته است ؛آن ‌قدر که خنده‌ هایت همشادم نمی ‌کنند د...

+ خدایا دیدی چیکارم کرد؟– آره دیدم… ببخشش+ خدایا خیلے اذیتم ...

بٌخٌوُابٌ ڪنُارٌُشُ ارٌُوُمُ وُبٌیصٌـכامُنُمُ خٌوُابٌیـכمُ و...

نبودنت عادت نمی‌شودتازه است مثل هر باران... #من_او_را_دوست_د...

پارت دوم از رمان عشق یا نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط