سرگردانی حال عجیبی ست
سَرگردانی، حال ِ عَجیبی ست.
سرگردانی یعنی همین ...
همین حال ِ گیج.
یعنی سَرت را به هر سمتی که
بر می گردانی کسی نباشد
که نگاه ِ تو را بفهمد
و تو میان جمعیتی ، تنهآ گیر افتاده باشی.
و از این جمعیت حتّی یک نفر هم نباشد ، حرف ِ دلت را بفهمد.
سرگردانی یعنی
همین که فراموش میکنم ،فراموشَت کنم .
یعنی همین که روز تولّدت از یاد نمی رود.
و این حروفی که من کنار هم مینویسم،
فقط نوع ِ نگاه ِ من به زندگی ست
که هر شب در عمیق ترین
جای ِ آسمان ِ دلم چال میکنمش.
سرگردانی یعنی همین ...
همین حال ِ گیج.
یعنی سَرت را به هر سمتی که
بر می گردانی کسی نباشد
که نگاه ِ تو را بفهمد
و تو میان جمعیتی ، تنهآ گیر افتاده باشی.
و از این جمعیت حتّی یک نفر هم نباشد ، حرف ِ دلت را بفهمد.
سرگردانی یعنی
همین که فراموش میکنم ،فراموشَت کنم .
یعنی همین که روز تولّدت از یاد نمی رود.
و این حروفی که من کنار هم مینویسم،
فقط نوع ِ نگاه ِ من به زندگی ست
که هر شب در عمیق ترین
جای ِ آسمان ِ دلم چال میکنمش.
- ۶۶۹
- ۰۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط