این بار مینویسمت....
این بار مینویسمت....
تورا میان اصطحکاک مداد وکاغذ
گیر خواهم انداخت
شاید اینگونه بشود تورا؛
تجربه کرد...!!!
براےتوے که
قلبت پاک است...
براےتو مینویسم...
برای تویےکه؛
قلبم منزلگه عشق توست...
براےتویےکه
احساسم از آن وجود نازنین توست..
براےتوےکه؛
تمام هستےام درعشق توغرقشد...
براےتوےکه؛
چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...براےتوےکه؛
مرا مجذوب قلب ناز واحساس پاک خودکردے...
براےتوےکه؛
وجودم را محو وجود نازنین خودکردے..
براےتوےکه؛
هر لحظه دورے ات برایم
مثل یک قرن است...
براےتوےکه؛
سکوتت سخت ترین شکنجه من است
باز هم صدایم کن
بگو که "
دوستت دارم"
تورا میان اصطحکاک مداد وکاغذ
گیر خواهم انداخت
شاید اینگونه بشود تورا؛
تجربه کرد...!!!
براےتوے که
قلبت پاک است...
براےتو مینویسم...
برای تویےکه؛
قلبم منزلگه عشق توست...
براےتویےکه
احساسم از آن وجود نازنین توست..
براےتوےکه؛
تمام هستےام درعشق توغرقشد...
براےتوےکه؛
چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...براےتوےکه؛
مرا مجذوب قلب ناز واحساس پاک خودکردے...
براےتوےکه؛
وجودم را محو وجود نازنین خودکردے..
براےتوےکه؛
هر لحظه دورے ات برایم
مثل یک قرن است...
براےتوےکه؛
سکوتت سخت ترین شکنجه من است
باز هم صدایم کن
بگو که "
دوستت دارم"
- ۱.۰k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط