پارت
پارت ۳۶
رزت : عه
کیان : چته
رزت : الکی که نمیگی؟
کیان : کی دیدی من تاحالا دروغ بگم
رزت : پس واقعا ازم بزرگتری؟
کیان :احمق
*به شکل انسانیش در میاد با انگشتش میزنه با پیشونیم *
رزت : آخ.... چیکار میکنی چرا منو میزنی؟
کیان : هوف بیخیال دفترتو بده
رزت : نمیخوام
کیان : بده
رزت : فضولی؟
کیان : نه
رزت : پس واسه چی میخوای؟
کیان : میخوام ببینم تو چی نوشتی؟
رزت : هوف... احمق نمیخوام
کیان : کی به کی میگه احمق
رزت : بی ادب
* تو تختم دراز کشیدم *
رزت : هی کیان
کیان : هوم
* به شکل روباهیش در میاد و کنارم میشنه *
رزت : چرا تو تبدیل به استیگما شدی آخه این غیرممکنه که یه افراد سلطنتی استیگما بشه
* از اینکه ساکت بود فکر کنم عصبانیش کردم*
کیان : چطور تو جادو نگرفتی همینطوری من استیگما شدم
رزت : چی میگی ؟ یعنی میگی تو به جای جادو گرفتن تبدیل به استیگما شدی؟
کیان : بالاخره مغزت کار کرد
رزت : .... بهم برخورد
کیان : باشه باشه
رزت : حس میکنم عصبانی شدی
کیان : آره یخورده عصبانی شدم
رزت : چرا؟
کیان : چون تو اولین کسی هستی که بهم گفتی برام عزیزی
رزت : عه
کیان : چته
رزت : الکی که نمیگی؟
کیان : کی دیدی من تاحالا دروغ بگم
رزت : پس واقعا ازم بزرگتری؟
کیان :احمق
*به شکل انسانیش در میاد با انگشتش میزنه با پیشونیم *
رزت : آخ.... چیکار میکنی چرا منو میزنی؟
کیان : هوف بیخیال دفترتو بده
رزت : نمیخوام
کیان : بده
رزت : فضولی؟
کیان : نه
رزت : پس واسه چی میخوای؟
کیان : میخوام ببینم تو چی نوشتی؟
رزت : هوف... احمق نمیخوام
کیان : کی به کی میگه احمق
رزت : بی ادب
* تو تختم دراز کشیدم *
رزت : هی کیان
کیان : هوم
* به شکل روباهیش در میاد و کنارم میشنه *
رزت : چرا تو تبدیل به استیگما شدی آخه این غیرممکنه که یه افراد سلطنتی استیگما بشه
* از اینکه ساکت بود فکر کنم عصبانیش کردم*
کیان : چطور تو جادو نگرفتی همینطوری من استیگما شدم
رزت : چی میگی ؟ یعنی میگی تو به جای جادو گرفتن تبدیل به استیگما شدی؟
کیان : بالاخره مغزت کار کرد
رزت : .... بهم برخورد
کیان : باشه باشه
رزت : حس میکنم عصبانی شدی
کیان : آره یخورده عصبانی شدم
رزت : چرا؟
کیان : چون تو اولین کسی هستی که بهم گفتی برام عزیزی
- ۹۱
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط