پارت آخر

پارت آخر
چند ماه بعد

جیهوپ مثله همیشه امد کناره ات و دستاشو گرفته بود و گریه میکرد ، طوری گریه میکرد که همه‌ی پرستارا و دکترا گریشون میگرفت

جیهوپ: فرشته کوچولوی من خواهش میکنم بیداشو..قول میدم دیگه بابایه خوبی بشم..قول میدم دیگه باهات خوب باشم فقط بیداشوو سه تایی بریم همه جا مخصوصا شهر بازی یادمه یه بار گفتی عاشق شهربازی ، تو قوي میدونم که قوی از پسش برمیای تو دختر کوچولوی منی ، منو ببخش ببخشید که انقدر باهات بد بودم نمیدونستم دارم چیکار میکنم ببخشید

دکتر: آقای جیهوپ

جیهوپ: ب.. بله

دکتر: لطفاً برید بیرون برای بیمار بده

جیهوپ: باشه

چند ساعت بعد
جیهوپ داشت همینجوری گریه میکرد که دکتر با عجله رفت سمتش

دکتر: آقای جیهوپ..آقای جیهوپپپ

جیهوپ: چیه؟

دکتر: دخترتون به هوش امدن

جیهوپ: جدیییی ؟؟؟

دکتر: آره

جیهوپ سریع رفت به سمته ات که دید به هوش امده و چشمش خورد به جیهوپ و اشکاش ریخت

ات: با..با ( بی‌حال)

جیهوپ: الهی قربونت برم من...خوبی؟؟

ات: هومم آره

جیهوپ: ببخشید کوچولو.. ببخشید بابایه خوبی نبودم

ات: بیخیال بابا گذشته ها گذشته

جیهوپ: تو چقدر مهربونی خوشگلم ( گریه)

ات: عه عه بابا گریه نکن..ناسلامتی قراره سه تایی بریم شهر بازی

جیهوپ: تو..تو شنیدی

ات: اوهوم

جیهوپ: ای شیطوننن...خوشحالم که دارمت

ات: منم بابایی


و به خوبی و خوشی زندگی کردن...


بعضی موقع ها باید اشتباهات دیگرانو ببخشید تا هم خودتون تو آرامش باشید هم اونا......


پایان 🩰
چطور بود؟😉
دیدگاه ها (۲۸)

اهم اهم سلام 😁امدم بگم کلاس مجازی داریم بعد از سال ها بلخره ...

بعد از کلاس مجازی سوبرایزمو بهتون میگم

پارت 4چند ماه بعدتوی این چند ماه جیهوپ با ات بدتر از قبل رفت...

پارت 31ساعت بعددکتر از اتاق امد بیروندکتر: شما چیکار کردین؟(...

تک پارتی جیهوپ#درخواستیـــ تو به یه مهمونی دعوت شدی بعد تو ل...

پارت ۲ دکتر : متاسفم خانم ایشون الان تو کما هستن هم تب داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط