عشق پنهان( قسمت 1)
عشق پنهان( قسمت 1)
یک روز اسویی داشت مثل روز های عادی به مدرسه می رفت مثل همیشه سر جاش نشست و شروع کرد به مشق نوشتن میگو و دلیسا که جلوی اسویی و سانگو مینشستن هر روز اسویی و سانگو رو اذیت میکردن. زنگ تفریح میشه اسویی و سانگو میرن اهنگگوش میکنن میگو و دلیسا هم دنبالشون میکنن تا جایی که سانگو میفهمه
سانگو: فرارکن
اسویی:چی؟
سانگو : فقط فرار کن
اسویی :باشه
وفرار میکنن
میگو و دلیسا: اهای وایسین ببینم ( با ی حالت خشم)
انقدر میدوئن که که به اسویی ماشین میزنه و میبرنش بیمارستان ولی اسویی روز بعد از بیمارستان فرار میکنه و میره خونه.
جولیا: چی شده دلیسا بیا ببنین خواهرت چه شه .
دلیسا : به من چه من فردا امتحان دارم نمیتونم
میگو: به هش ماشین زده
جولیا: اخی بیچاره
و میبرنش انباری کثیف پر از موش نگهداری مکنن.
چند روز گذشت سانگو به طرفت دلیسا و میگو میره و تفنگ رو بیرون میاره و میگه : اسویی رو کجا قایم کردین؟ بهتر بگین وگرنه به یکیتون گلوله میزنم....
این داستان ادامه دارد
خیلی خیلی بد شده نه ، نه به اون مقدمه نه به این ببخشید 😭😭
یک روز اسویی داشت مثل روز های عادی به مدرسه می رفت مثل همیشه سر جاش نشست و شروع کرد به مشق نوشتن میگو و دلیسا که جلوی اسویی و سانگو مینشستن هر روز اسویی و سانگو رو اذیت میکردن. زنگ تفریح میشه اسویی و سانگو میرن اهنگگوش میکنن میگو و دلیسا هم دنبالشون میکنن تا جایی که سانگو میفهمه
سانگو: فرارکن
اسویی:چی؟
سانگو : فقط فرار کن
اسویی :باشه
وفرار میکنن
میگو و دلیسا: اهای وایسین ببینم ( با ی حالت خشم)
انقدر میدوئن که که به اسویی ماشین میزنه و میبرنش بیمارستان ولی اسویی روز بعد از بیمارستان فرار میکنه و میره خونه.
جولیا: چی شده دلیسا بیا ببنین خواهرت چه شه .
دلیسا : به من چه من فردا امتحان دارم نمیتونم
میگو: به هش ماشین زده
جولیا: اخی بیچاره
و میبرنش انباری کثیف پر از موش نگهداری مکنن.
چند روز گذشت سانگو به طرفت دلیسا و میگو میره و تفنگ رو بیرون میاره و میگه : اسویی رو کجا قایم کردین؟ بهتر بگین وگرنه به یکیتون گلوله میزنم....
این داستان ادامه دارد
خیلی خیلی بد شده نه ، نه به اون مقدمه نه به این ببخشید 😭😭
- ۴۰۶
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط