انسان سه راه دارد.
انسان سه راه دارد.
راه اول از اندیشه میگذرد،این والاترین راه است
راه دوم از تقلید میگذرد،این آسانترین راه است
راه سوم از تجربه میگذرد،این سخت ترین راه است و چه سخت است تجربه راه دلبستگی...
بی تو من،ثانیه تا، ثانیه را پیر شدم
من همان کوه غرورم، که زمین گیر شدم
مثل پروانه ی بی تاب، در اندیشه نور
با پری سوخته، از زندگی ام سیر شدم
گرچه گفتم که از این عشق حذر باید کرد
خود غریبانه به زندانِ تو زنجیر شدم
نانی از عاطفه دادی بمنِ سوخته دل
بر سر سفره ی عشق ِتو نمک گیر شدم
زیر شمشیر غمت، رقص کنان باید رفت
من دراین رقص ولی، کشته ی شمشیر شدم
سَرِ بد عهدی تو پیر شدم دَم نزدم
جگرم سوخت ولی مثل تو برهم نزدم
کرده ای با دل من هر چه دلت خواست جفا
حرفیَ اما منِ دلخسته ز مرهم نزدم
تو خودت رانده ایَ از خویش مرا با این حال
شب به شب حلقه در منزلتان کم نزدم
گر چه در قصر دلت کاهگلی ناچیزم
من به عشق تو فقط سالمم و نم نزدم
تقدیم به همسرم
راه اول از اندیشه میگذرد،این والاترین راه است
راه دوم از تقلید میگذرد،این آسانترین راه است
راه سوم از تجربه میگذرد،این سخت ترین راه است و چه سخت است تجربه راه دلبستگی...
بی تو من،ثانیه تا، ثانیه را پیر شدم
من همان کوه غرورم، که زمین گیر شدم
مثل پروانه ی بی تاب، در اندیشه نور
با پری سوخته، از زندگی ام سیر شدم
گرچه گفتم که از این عشق حذر باید کرد
خود غریبانه به زندانِ تو زنجیر شدم
نانی از عاطفه دادی بمنِ سوخته دل
بر سر سفره ی عشق ِتو نمک گیر شدم
زیر شمشیر غمت، رقص کنان باید رفت
من دراین رقص ولی، کشته ی شمشیر شدم
سَرِ بد عهدی تو پیر شدم دَم نزدم
جگرم سوخت ولی مثل تو برهم نزدم
کرده ای با دل من هر چه دلت خواست جفا
حرفیَ اما منِ دلخسته ز مرهم نزدم
تو خودت رانده ایَ از خویش مرا با این حال
شب به شب حلقه در منزلتان کم نزدم
گر چه در قصر دلت کاهگلی ناچیزم
من به عشق تو فقط سالمم و نم نزدم
تقدیم به همسرم
- ۲.۳k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط