میشد نمانم

میشد نمانم
به دلم بفهمانم
جای ماندن نیست
میشد بروم
دور شوم
کویری سوت و کور شوم
ندانست
نتوانست
یاری نکرد
این دلم باز هم کودکی کرد
عاقبت سوختم
دوختم چشم به در آخر
نیامدی
نخواندی
شعرهایم را
رویایم را سوزاندی
دیدگاه ها (۵۹)

ای عشق پیدا کن مرا ، مستانه شیدا کن مراچون دیدی از من دلبری ...

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفتپرده ی خلوت این غمکده بال...

قلمم را بر مخمل تنتهمچون موج موهایپر پیچ و تابتبر ساحل سینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط