کافه های شهر

کافه های شهر...
راهم نمیدهند!
از بس حرف زدم
باتویی که
نیستی...!
دیدگاه ها (۴)

با خواندن نوشته هایش عاشقش شدمغافل از اینکهمخاطب تمام عاشقان...

دردمند از کوچه ی دلدار می آییم ماآه کز دارالشفا بیمار می آیی...

و تو هم‌روزی پیر می شوی،اما منپیر تر از این ‌نخواهم ‌شد،در ل...

دیوار های این شهر هم حرف برای گفتن دارند!!!

نصف قهوه ات را که خوردی بیا فنجان هایمان را عوض کنیم؛در کافه...

اینا کتابایی هستن که خودم خوندم و واقعااااااااااااااااااا ار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط